تعداد مشاهده مقاله

1,423,446

تعداد دریافت فایل اصل مقاله

1,169,264

نسبت مشاهده بر مقاله

2458.46

نسبت دریافت فایل بر مقاله

2019.45

تعداد مقالات ارسال شده

2,776

تعداد مقالات رد شده

2,101

درصد عدم پذیرش

76

تعداد مقالات پذیرفته شده

414

درصد پذیرش

15

نشریه فرهنگ مشاوره و روان درمانی یک نشریه علمی با داوری بسته و دو سو ناشناس و با دسترسی آزاد است که از سوی دانشگاه علّامه طباطبائی به عنوان دانشگاه پیشرو در علوم انسانی و اجتماعی در ایران و با همکاری صمیمانه انجمن مشاوره ایران به عنوان فعال ترین و برترین انجمن علمی تخصصی کشور منتشر می شود. این نشریه به منظور فراهم نمودن محیط فکری برای پژوهشگران ملّی و بین المللی با تمرکز بر مباحث مشاوره و روان درمانی پایه گذاری شده است. این نشریه در پاسخ به پیشرفت های صورت گرفته در حوزه مشاوره و روان درمانی انتشار یافته و هدف آن انتشار مقالات با کیفیت که یافته های مرتبط با موضوعات مهم این حوزه را گزارش می دهند می باشد.   

به منظور دسترسی آسان و جهانی به آخرین یافته های پژوهشی، این نشریه به عنوان یک نشریه علمی دسترسی-آزاد پایه گذاری شده است. نشریه فرهنگ مشاوره و روان درمانی در دو نسخه چاپی و آنلاین منتشر می شود.

نشریه مبلغ پنج میلیون ریال بابت جبران بخشی از هزینه داوری دریافت می کند و در صورت پذیرفته شدن مقاله مبلغ ده میلیون ریال بابت بخشی از هزینه‌های پردازش مقالات از نویسندگان دریافت میگردد، مابقی هزینه‌ها از سوی دانشگاه علامه طباطبائی پشتیبانی مالی می شود. 

این نشریه از جمله نشریات معدود کشور است که از اولین سال رتبه بندی نشریات وزارت علوم در سال 1398 موفق به کسب رتبه الف (A) شده و تاکنون همه ساله، این رتبه را حفظ کرده است. در رتبه بندی مجلات ISC نیز، از سال 1396 هر سال موفق به اخذ رتبه Q1 می شود. 

مقاله علمی - پژوهشی روان شناسی

مدل مفهومی اقتدار مردان از منظر همسران

صفحه 1-32

https://doi.org/10.22054/qccpc.2026.92454.3647

سیده فاطمه موسوی، جعفر جدیری

چکیده چکیده
پژوهش حاضر با هدف تدوین مدل مفهومی اقتدار مردان از منظر همسران و با رویکردی کیفی انجام شد. روش تحقیق، تحلیل محتوای کیفی قراردادی بود. شرکت‌کنندگان پژوهش را ۲۰ زن متأهل تشکیل می‌دادند که به روش هدفمند و بر اساس اصل کفایت داده‌ها انتخاب شدند. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته گردآوری و برای افزایش اعتمادپذیری یافته‌ها، از دو روش مکمل استفاده شد: بازبینی مشارکت‌کنندگان و بررسی همتا. بدین‌صورت که کدها و مقوله‌های اصلی استخراج‌شده به مشارکت‌کنندگان ارائه و بازخورد آن‌ها اعمال گردید. همچنین دو نفر از متخصصان حوزه خانواده، فرآیند کدگذاری را بررسی و تناسب کدها با داده‌های مصاحبه را تأیید کردند. یافته‌ها به ارائه یک مدل مفهومی انجامید که هفت مقوله‌اصلی یعنی توان راهبری، حمایت، تربیت، مشارکت ، تأمین، ارتباط مؤثر و آموزش را در بر می‌گیرد. نتایج نشان داد از دیدگاه همسران، اقتدار سازنده مرد، نقشی کارکردی مبتنی بر مسئولیت‌پذیری، تدبیر و تأمین است که مشروعیت نهایی آن وابسته به پذیرش و قدرت‌دهی داوطلبانه زن می‌باشد. همچنین، شکاف میان ادراک مدیریتی مرد و تجربه عاطفی زن، مهم‌ترین چالش در تحقق این الگو شناسایی شد. این مدل چارچوبی بومی برای درک پویایی اقتدار در خانواده‌های معاصر فراهم می‌آورد و می‌تواند در طراحی برنامه‌های آموزشی، مشاوره‌ای و سیاست‌گذاری در حوزه خانواده مورد استفاده قرار گیرد.

مقاله علمی - پژوهشی پژوهش های مشاوره ای مبتنی بر فرهنگ ایرانی اسلامی

تدوین و توسعه پروتکل زوج‌درمانی تلفیقی کوتاه‌مدت: رویکردی بومی‌سازی‌شده برای زوجین ایرانی

صفحه 33-74

https://doi.org/10.22054/qccpc.2026.88999.3540

محسن پاسبانی اردبیلی، محمد نریمانی، سیف اله آقاجانی

چکیده چکیده
پژوهش حاضر، با هدف تدوین و اعتبارسنجی یک پروتکل زوج‌درمانی تلفیقی کوتاه‌مدت مبتنی بر فرهنگ بومی ایران انجام گرفت. این پروتکل با تلفیق رویکردهای روان‌پویشی، معنا‌درمانی، استعاره‌درمانی و اصلاح سبک زندگی، همراه با توجه به حساسیت‌ها، ارزش‌ها، باورها و زمینه‌های فرهنگی حاکم بر روابط زناشویی در جامعه ایرانی، در قالب ده جلسه درمانی طراحی شد. روش پژوهش، کیفی از نوع تحلیل مضمون بود و داده‌ها از طریق مصاحبه نیمه‌ساختاریافته با ۱۵ متخصص حوزه زوج‌درمانی گردآوری شد. پس از استخراج مضامین اصلی و فرعی و تدوین ساختار اولیه جلسات، اعتبار محتوایی پروتکل توسط هفت متخصص ارزیابی شد. نتایج این مرحله نشان داد (CVI=0/91) که ساختار جلسات از نظر انسجام درونی، کفایت آموزشی، تناسب فرهنگی، شفافیت محتوایی و قابلیت کاربرد بالینی از اعتبار مطلوبی برخوردار است. همچنین، در یک مطالعه مقدماتی بر روی ۱۰ زوج، نتایج اولیه پروتکل در کاهش تعارضات زناشویی (P=0/05, T= 2/68)، افزایش رضایت از زندگی (P=0/01, T=2/97) و ارتقای بهزیستی روان‌شناختی (P=0/05, 1/94) معنادار و امیدوار کننده بود. یافته‌ها نشان می‌دهند که پروتکل طراحی‌شده می‌تواند به‌عنوان الگویی بومی‌سازی‌شده، کوتاه‌مدت و کاربردی برای ارتقای کیفیت خدمات زوج‌درمانی در ایران مورد استفاده قرار گیرد. با این حال، انجام مطالعات تکمیلی با طرح‌های آزمایشی کنترل‌شده، حجم نمونه بیشتر و دوره‌های پیگیری بلندمدت برای بررسی اثربخشی پایدار آن ضروری است.

مقاله علمی - پژوهشی مشاوره شغلی

تحلیل سه‌بعدی فرسودگی شغلی در مشاوران مدارس: بررسی تجارب زیسته (دل‌زدگی جسمانی، ارتباطی و بازدارندگی از کار) و مدل راهکارهای مقابله‌ای

صفحه 75-101

https://doi.org/10.22054/qccpc.2026.89874.3570

مرضیه مدنی فر، زهرا صادقی زفره

چکیده زمینه و هدف: فرسودگی شغلی مشاوران مدارس، به‌ویژه در محیط‌های پرفشار عاطفی، چالشی مهم است که سلامت روان آنان و کیفیت خدمات مشاوره‌ای را تحت تأثیر قرار می‌دهد. این پژوهش با هدف تبیین ابعاد فرسودگی شغلی بر اساس تجربه زیسته مشاوران و مدل‌سازی راهکارهای مقابله‌ای آنان انجام شد.
روش: این مطالعه کیفی با روش تحلیل مضمون بر اساس چارچوب شش‌مرحله‌ای براون و کلارک انجام گرفت. جامعه پژوهش مشاوران زن مدارس متوسطه اول منطقه ۴ اصفهان بودند که 12 نفر از آنان با نمونه‌گیری هدفمند ملاکی (حداقل 5 سال سابقه کاری و خوداظهاریِ فرسودگی مزمن) انتخاب شدند. داده‌ها در بهار و تابستان ۱۴۰۴ از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته گردآوری و با نرم‌افزار MAXQDA تحلیل شدند. برای روایی یافته‌ها، از بازبینی مشارکت‌کنندگان و ارزیابی همتایان استفاده شد.
یافته‌ها: تحلیل داده‌ها به 40 کد اولیه، 23 مضمون فرعی و 4 مضمون اصلی منجر شد. مضامین اصلی شامل سه بُعد فرسودگی: «دل‌زدگی جسمانی و روانی» (خستگی عاطفی و نشانگان جسمی)، «دل‌زدگی ارتباطی» (تضعیف روابط با دانش‌آموزان، همکاران و مدیران) و «بازدارندگی از کار» (اجتناب شغلی و تمایل به کناره‌گیری) و یک مضمون «راهبردهای مقابله‌ای عملیاتی» (فردمحور، نظیر مشورت با همکاران، معنابخشی به کار و تعهد حرفه‌ای) بود.
نتیجه‌گیری: اگرچه مشاوران از راهبردهای فردمحور برای مدیریت فرسودگی بهره می‌برند، این راهبردها در برابر فشارهای ساختاری مزمن (مانند اضافه‌بار نقش و کمبود حمایت سازمانی) کافی نیستند. بنابراین، فرسودگی شغلی صرفاً یک ضعف فردی نیست و پیشگیری از آن مستلزم مداخلات نهادی و سیاست‌گذاری‌های حمایتی در نظام آموزشی است.

مقاله علمی - پژوهشی مشاوره مدرسه

خشونت کادر مدرسه در تعامل با دانش‌آموزان: علل، پیامدها و راهکارها

صفحه 103-132

https://doi.org/10.22054/qccpc.2026.90969.3592

مظهر بابائی، ساریه نجاری، جبار صالح

چکیده هدف پژوهش حاضر تحلیل و تبیین علل، پیامدها و راهکارهای مرتبط با خشونت کادر مدرسه در تعامل با دانش‌آموزان مقطع ابتدایی شهر سنندج بود. این مطالعه با پارادایم انتقادی، رویکرد کیفی و با بهره‌گیری از استراتژی تحلیل مفهومی و پژوهش ارزشیابی از نوع سنجش موقعیتی انجام شد. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته و نمونه‌گیری در دسترس از میان معلمان استان کردستان گردآوری شد. یافته‌ها در چهار گام حاصل شد: در گام نخست چیستی و تبیین خشونت، خشونت به‌عنوان مجموعه‌ای از کنش‌های کلامی، روانی و جسمانیِ آشکار و پنهان تعریف شد که در بستر روابط قدرت و هنجارهای نهادی مدرسه و با هدف کنترل و وادارسازی دانش‌آموزان بازتولید می‌شود. در گام دوم علل خشونت ده مؤلفه شامل فشارهای روانی معلمان، ضعف مهارت‌های ارتباطی، عوامل خانوادگی و اجتماعی، شکاف نسلی، اجبار به اطاعت از قوانین، کنترل رفتار، اعمال قدرت، وادارسازی به درس‌خواندن و تنبیه برای آموزش نظم و مسئولیت‌پذیری شناسایی شد. در گام سوم پیامدها هفت مؤلفه از جمله افزایش اضطراب و استرس، کاهش انگیزه و تمرکز، افت تحصیلی، ترس و بی‌اعتمادی نسبت به مدرسه، بروز رفتارهای پرخاشگرانه و آسیب‌های جسمی و روانی استخراج شد. در گام چهارم راهکارها آموزش مهارت‌های کنترل خشم و مدیریت کلاس، ایجاد محیط آموزشی حمایتی، تقویت تعامل خانه و مدرسه و بهره‌گیری از مشاوران آموزشی پیشنهاد شد.

مقاله علمی - پژوهشی مشاوره شغلی

تدوین و اعتبارسنجی بسته توانمندسازی تحصیلی و شغلی با محوریت مسیر شغلی و انتخاب رشته دانش‌آموزان پایه نهم

صفحه 123-164

https://doi.org/10.22054/qccpc.2026.92708.3654

جعفر ثمری صفا، هادی محمدلو، احسان محمدزاده

چکیده با هدف تدوین و اعتبارسنجی بسته توانمندسازی تحصیلی–شغلی دانش‌آموزان پایه نهم با تأکید بر مسیر شغلی و انتخاب رشته انجام شد. این مطالعه با رویکرد کیفی و با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام گرفت. جامعه پژوهش شامل کلیه مقالات و منابع علمی داخلی منتشرشده در حوزه هدایت تحصیلی و شغلی دانش‌آموزان از سال ۱۳۸۸ تا ۱۴۰۵ بود و به دلیل محدود بودن منابع مرتبط، نمونه پژوهش برابر با جامعه در نظر گرفته شد. فرآیند گردآوری و بررسی منابع تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. داده‌های به‌دست‌آمده با استفاده از روش تحلیل مضمون مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج تحلیل داده‌ها منجر به استخراج چهار مضمون اصلی شد. «خودشناسی تحصیلی و شغلی» شامل شناخت علایق تحصیلی، شناخت توانایی‌ها و استعدادها و شناخت ارزش‌ها و اهداف فردی؛ «مهارت‌های شناختی تصمیم‌گیری» شامل آگاهی از گزینه‌های تحصیلی، پردازش اطلاعات تحصیلی و برنامه‌ریزی تحصیلی؛ «منابع انگیزشی و روان‌شناختی» شامل خودکارآمدی تحصیلی، انگیزش پیشرفت و مدیریت هیجانات در تصمیم‌گیری و «عوامل محیطی و اجتماعی» شامل نقش خانواده، مدرسه، همسالان و شرایط اجتماعی–اقتصادی. بر اساس این یافته‌ها، بسته توانمندسازی تحصیلی–شغلی دانش‌آموزان با بهره‌گیری از مبانی نظری مرتبط و فنون کاربردی برخی رویکردهای مشاوره‌ای و روان‌شناختی تدوین شد. به‌منظور بررسی اعتبار الگوی پیشنهادی، نظر ۱۰ نفر از متخصصان حوزه مشاوره و روان‌شناسی تربیتی اخذ شد و نتایج نشان داد که الگوی تدوین‌شده از روایی و قابلیت کاربرد مناسب برخوردار است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که تقویت همزمان عوامل فردی، انگیزشی و محیطی می‌تواند زمینه تصمیم‌گیری آگاهانه‌تر دانش‌آموزان در انتخاب رشته و مسیر شغلی آینده را فراهم سازد

مقاله علمی - پژوهشی پژوهش های مشاوره ای مبتنی بر فرهنگ ایرانی اسلامی

تجربه زیسته نوجوانان ایرانی از تعامل با هوش مصنوعی مولد: استخراج راهبردهای بهره‌وری متعادل و مرزبندی شده

صفحه 165-186

https://doi.org/10.22054/qccpc.2026.94859.3722

مریم سلگی

چکیده هدف پژوهش حاضر واکاوی تجربه زیسته نوجوانان از کاربرد هوش مصنوعی مولد و روشن‌کردن چگونگی تعامل آنان با فرصت‌ها، وابستگی‌ها و مرزهای این فناوری بود. پژوهش با رویکرد کیفی و تحلیل مضمون بازاندیشانه براون و کلارک انجام شد. داده‌ها از مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با ۱۴ نوجوان ۱۴ تا ۱۸ ساله (۹ دختر و ۵ پسر) به دست آمد. تحلیل رفت‌وبرگشتی داده‌ها به تولید ۵۰ کد اولیه، ۱۸ زیرمضمون، شش مضمون اصلی و یک مضمون مرکزی انجامید. مضامین اصلی عبارت بودند از: «کارآیی و سازماندهی امور روزمره»، «خلط جایگاه ابزاری و انسانی»، «بهره وری به شرط هزینه های شناختی»، «اعتماد مشروط و حفظ مرجعیت انسانی»، «حفظ هوش مصنوعی در جایگاه مناسب» و «آینده‌ای دووجهی». مضمون مرکزی «تعاملات کارآمدِ مرزگذاری شده» نشان داد نوجوانان نه پذیرندگان منفعل فناوری‌اند و نه کاربران کاملاً مستقل؛ آنان پیوسته میان سرعت و تلاش، حمایت و جایگزینی، صمیمیت و اصالت، اعتماد و تردید و استفاده و مقاومت مرزبندی می‌کنند. هوش مصنوعی برای یادگیری، تصمیم‌گیری و بیان هیجان فضایی سریع و بدون قضاوت فراهم می‌کرد، اما هم‌زمان نگرانی‌هایی درباره برون‌سپاری شناختی، کاهش خلاقیت، حریم خصوصی، اطلاعات نادرست، اضطراب معرفتی و وجودی و تضعیف روابط انسانی پدید می‌آورد.
بر این اساس، آموزش سواد هوش مصنوعی باید از مهارت فنی فراتر رود و قضاوت معرفتی، خودتنظیمی، حفاظت از داده، تشخیص مرز کمک و جایگزینی و ارجاع مسائل پرخطر به متخصص انسانی را دربر گیرد.

مقاله علمی - پژوهشی مشاوره

بررسی نقش میانجی بهزیستی روان‌شناختی در رابطه بین تعارض کار - خانواده و انگیزه‌های باروری در کارکنان بخش خصوصی

صفحه 187-211

https://doi.org/10.22054/qccpc.2026.91868.3625

محمد باخدا، محمد هادی صافی، حمید رضا آریانپور

چکیده هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش میانجی بهزیستی روان‌شناختی در رابطه بین تعارض کار - خانواده و انگیزه‌های باروری در کارکنان بخش خصوصی بود. پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی - همبستگی است. همچنین، به‌منظور بررسی روابط میان متغیرهای پژوهش، از روش مدل‌یابی معادلات ساختاری استفاده شد. جامعه آماری این پژوهش را کارکنان شاغل در کارخانه‌ها و سازمان‌های بخش خصوصی شهر کرج در سال ۱۴۰۴ تشکیل داده بودند که در نهایت بعد از درنظرگرفتن ملاک‌های ورود و خروج، تعداد ۳۶۹ نفر به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شده‌اند. ابزارهای پژوهش شامل؛ پرسش‌نامه تعارض کار - خانواده کارلسون و همکاران (۲۰۰۰)، پرسش‌نامه انگیزه‌های تأثیرگذار بر قصد فرزندآوری نخعی و خواجه (۱۴۰۱) و مقیاس کوتاه ۱۸ گویه‌ای بهزیستی روان‌شناختی ریف (۱۹۸۹)، بود. یافته‌های پژوهش حاکی از آن بود که تعارض کار - خانواده با بهزیستی روان‌شناختی (61/0- = β، 001/0 p =)، و انگیزه‌های باروری (35/0- = β، 001/0 p =)، رابطه منفی و معناداری داشت، همچنین، رابطه بین بهزیستی روان‌شناختی و انگیزه‌های باروری مستقیم و معنادار (58/0 = β، 001/0 p =)، بود. افزون بر این در این پژوهش نقش میانجی بهزیستی روان‌شناختی در رابطه بین تعارض کار - خانواده و انگیزه‌های باروری (295/0- = β، 003/0 p =)، موردتأیید قرار گرفت. براین‌اساس، امید است باتوجه‌به نتایج این پژوهش، سیاست‌گذاران و برنامه‌ریزان حوزه خانواده و اشتغال با طراحی مداخلات حمایتی در جهت کاهش تعارض کار - خانواده و ارتقای بهزیستی روان‌شناختی کارکنان، زمینه تقویت انگیزه‌های باروری را فراهم سازند.

مقاله علمی - پژوهشی عواطف و احساسات فردی

واکاوی ابعاد و مؤلفه‌های پرخاشگری مادرانه در تعامل با کودک

صفحه 213-239

https://doi.org/10.22054/qccpc.2026.88380.3527

رضا ریحانی، مهدی ارخودی قلعه نوئی

چکیده پرخاشگری مادرانه در تعامل با کودک پدیده‌ای چندبعدی که می‌تواند تحت تأثیر عوامل فردی، بین‌فردی، خانوادگی و موقعیتی شکل گیرد و پیامدهایی برای سلامت روان کودک داشته باشد. پژوهش حاضر با هدف واکاوی ابعاد و مؤلفه‌های پرخاشگری مادرانه در تعامل با کودک انجام شد. این پژوهش با رویکرد کیفی انجام گرفت. مشارکت‌کنندگان ۱۲ مادر متأهل بودند که به شیوه هدفمند و داوطلبانه و بر اساس معیارهای ورود انتخاب شدند. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته فردی تا رسیدن به اشباع داده‌ها گردآوری و با استفاده از کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند. تحلیل داده‌ها به شناسایی ۱۷۶ کد باز و ۲۸ کد محوری منجر شد که در قالب ۱۰ مؤلفه اصلی سازمان یافتند: آسیب‌های دلبستگی، رفتارهای محرک کودک، تجارب نامطلوب دوران کودکی، توقعات و سوگیری اسناد خصمانه، فشارهای روانی-جسمانی، ضعف در مهارت‌های هیجانی-رفتاری، شبکه‌های حمایتی، بدرفتاری مادر با کودک، سطح پایین سلامت روان کودک و کاهش رضایت از زندگی فردی-خانوادگی. این مؤلفه‌ها ابعاد مختلف تجربه مادرانه، از تجارب و فشارهای درونی مادر تا ویژگی‌های تعامل با کودک، منابع حمایتی و پیامدهای فردی و خانوادگی را دربر گرفتند. یافته‌ها نشان دادند که پرخاشگری مادرانه را نمی‌توان به یک عامل منفرد یا صرفاً به رفتار کودک نسبت داد، بلکه این پدیده در بستری چندبعدی از تجارب گذشته، برداشت‌های مادر از رفتار کودک، فشارهای روانی-جسمانی، مهارت‌های هیجانی-رفتاری، حمایت اجتماعی و کیفیت روابط خانوادگی قابل فهم است. توجه هم‌زمان به این ابعاد می‌تواند در شناسایی عوامل مرتبط با پرخاشگری مادرانه و طراحی مداخلات روان‌شناختی و آموزشی برای ارتقای تعامل مادر و کودک سودمند باشد..

مقاله علمی - پژوهشی مشاوره

نظریه زمینه‌ای پایداری روابط زناشویی در زوجین دور از هم : بازسازی حضور در غیاب همسر

صفحه 241-276

https://doi.org/10.22054/qccpc.2026.93644.3728

مریم مجیدناتری، افسانه قنبری پناه، یلدا دلگشایی

چکیده چکیده
هدف: پژوهش حاضر با هدف واکاوی مؤلفه‌های پایداری روابط زناشویی در زوجین دور از هم (همسران اقماری) و نظریه‌پردازی درباره فرایند شکل‌گیری این پایداری در بستر فرهنگی ایران، با تمرکز بر دیدگاه زنان دارای همسران شاغل در مشاغل دریانوردی در سال ۱۴۰۴ انجام شد. روش: پژوهش با رویکرد کیفی و نظریه داده‌بنیاد (رهیافت گلیزری) انجام شد. مشارکت‌کنندگان اصلی، ۱۷ زن دارای همسر اقماری شاغل در شرکت ملی نفتکش ایران که با نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند. داده‌های مکمل نیز از طریق مصاحبه با 10 متخصص روان‌شناسی و مشاوره خانواده و همچنین بررسی ادبیات علمی داخلی و خارجی مرتبط گردآوری گردید. داده‌ها با استفاده از کدگذاری ماهوی (در دو سطح باز و انتخابی) و کدگذاری نظری در رهیافت گلیزری تحلیل شدند یافته‌ها: تحلیل داده‌ها به استخراج ۶ مقوله اصلی انجامید: «حفظ پیوند عاطفی در شرایط دوری»، «شبکه‌سازی و حمایت‌خواهی»، «برنامه‌ریزی و آینده‌نگری»، «رشد فردی و استقلال عاطفی»، «تقویت اعتماد و تعهد در رابطه» و «انعطاف‌پذیری و انطباق با تغییرات». همچنین مقوله مرکزی «مدیریت فعالانه غیاب همسر از طریق بازسازی حضور» مفهوم‌پردازی شد که بیانگر فرایند سه‌وجهی بازسازی حضور ارتباطی، معنایی و حمایتی-شبکه‌ای است. نتیجه‌گیری: یافته‌ها نشان داد پایداری رابطه در زوجین دور از هم، فرایندی چندوجهی شامل راهبردهای درون‌فردی، بین‌فردی و اجتماعی-معنوی است. این نتایج می‌تواند مبنایی برای طراحی برنامه‌های آموزشی و مشاوره‌ای پیش از اعزام، مداخلات خانواده‌محور و سیاست‌گذاری‌های حمایتی سازمانی قرار گیرد.
کلیدواژه‌ها: پایداری روابط زناشویی، زوجین دور از هم، همسران اقماری، نظریه داده بنیاد، رویکرد گلیزر.

مقاله علمی - پژوهشی روان درمانی

اثربخشی مهارت‌آموزی مبتنی بر رفتاردرمانی دیالکتیکیی بر فرسودگی والدینی مادران دارای رگه‌های اختلال شخصیت مرزی در دوران جنگ

صفحه 277-305

https://doi.org/10.22054/qccpc.2026.94371.3707

مطهره غلامی حسنارودی، آرزو شمالی اسکویی، مالک میرهاشمی

چکیده جنگ با ایجاد استرس‌های شدید و مزمن، نقش والدینی را دشوار میسازد، در این میان مادران دارای رگه‌های اختلال شخصیت مرزی به دلیل آسیب‌پذیری هیجانی بالاتر، بیش از سایرین در معرض فرسودگی والدینی قرار دارند. این مسئله ضرورت بررسی مداخلات موثر را برجسته می‌سازد. پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی مهارت‌آموزی مبتنی بر رفتاردرمانی دیالکتیکیی بر فرسودگی والدینی مادران دارای رگه‌های اختلال شخصیت مرزی در دوران جنگ انجام شد. روش پژوهش حاضر به صورت نیمه‌آزمایشی با طراحی پیش‌آزمون-پس‌آزمون و پیگیری 3 ماهه با گروه کنترل اجرا شد. حجم نمونه شامل 30 نفر از مادران شهر تهران در سال 1404 بود که با توجه به ملاک‌های ورود به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب و در گروه‌های آزمایش و کنترل گمارده شدند. گروه آزمایش 12 جلسه 90 دقیقه‌ای رفتاردرمانی دیالکتیکیی دریافت کرد و گروه کنترل در لیست انتظار بود. جهت گردآوری داده‌ها از پرسشنامه‌ اختلال شخصیت مرزی لیشنرینگ (1999) و پرسشنامه فرسودگی والدینی میکولایجک و همکاران (2018) استفاده شد. داده‌ها با روش تحلیل واریانس آمیخته چند متغیره تحلیل شدند. نتایج نشان داد که در گروه مداخله میانگین نمره‌های کل فرسودگی والدینی و همه ابعادش در مرحله پس‌آزمون نسبت به مرحله پیش‌آزمون به شکلی معنادار کاهش یافته و این کاهش در مرحله پیگیری نیز حفظ شده بود. این یافته می‌تواند زمینه‌ساز توسعه برنامه‌های حمایتی و آموزشی باشد و به متخصصان بهداشت روان در ارائه مداخلات مؤثر یاری رساند.

مقاله علمی - پژوهشی پژوهش های مشاوره ای مبتنی بر فرهنگ ایرانی اسلامی

تدوین الگوی مداخلات روانی-اجتماعی در مراکز اسکان موقت آسیب‌دیدگان جنگ تحمیلی سوم با تأکید بر نیازسنجی ساکنان

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 14 شهریور 1405

https://doi.org/10.22054/qccpc.2026.94203.3697

سمیه کاظمیان

چکیده چکیده
هدف: این مقاله با هدف تدوین یک مدل جامع مداخله روان‌شناختی در بحران، به‌ویژه در مراکز اسکان موقت خانواده‌های آسیب‌دیده از جنگ، طراحی شده است تا مسیر مداخله از کاهش آشفتگی اولیه تا ایجاد ثبات و در نهایت توانمندسازی و تاب‌آوری پایدار را تبیین کند. روش پژوهش: پژوهش حاضر از نوع توسعه‌ای-کاربردی و با رویکرد تحلیلی-مفهومی انجام شده است. در این مطالعه، با بهره‌گیری از مرور منابع علمی، تحلیل تجارب میدانی و تلفیق یافته‌های نظری در حوزه مداخله در بحران، مدلی سه‌سطحی برای سازماندهی خدمات روان‌شناختی در بستر اسکان موقت طراحی شد. داده‌های پژوهش از طریق برگزاری ۱۰ جلسه گروه کانونی با مشارکت ۲۰ نفر از سرتیم‌های متخصص روان‌شناسی که سابقه فعالیت مستقیم در مراکز اسکان موقت آسیب‌دیدگان از جنگ را داشته‌اند، گردآوری شد. انتخاب مشارکت‌کنندگان به روش «نمونه‌گیری هدفمند» با معیار «تجربه عملیاتی مستقیم در بحران» صورت گرفت. هر جلسه به‌صورت ساختاریافته و با تمرکز بر شناسایی چالش‌های عملیاتی، موانع و راهکارهای اثربخش برگزار گردید. یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد که مداخلات روان‌شناختی در بحران باید به‌صورت پیوسته و مرحله‌بندی‌شده، در سه سطح «کاهش بحران»، «ایجاد ثبات» و «توانمندسازی» اجرا شوند. در هر سطح، کمیته‌های تخصصی شامل اطلاع‌رسانی و ارتباطات، منابع انسانی و ارزیابی، پایش و غربالگری، ارزیابی و کنترل، هماهنگی بین‌بخشی، آموزش و درمان، پژوهش و مستندسازی، و مداخلات روانشناختی محیط محور و تسهیل گری پویایی های جمعی نقش محوری در اثربخشی مداخله دارند.

مقاله علمی - پژوهشی روان درمانی

تاثیر آموزش کفایت اجتماعی بر خودآگاهی هیجانی و شایستگی اجتماعی دانش‌آموزان پرخاشگر

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 14 مهر 1405

https://doi.org/10.22054/qccpc.2026.91748.3617

کامران عیدی پور، یداله آزادی

چکیده هدف از انجام این تحقیق، تاثیر آموزش کفایت اجتماعی بر خودآگاهی هیجانی و شایستگی اجتماعی دانش‌آموزان پرخاشگر، بود. روش تحقیق به صورت نیمه‌آزمایشی بود. جامعه آماری شامل دانش‌آموزان پسر متوسطه اول شهر اصفهان در سال تحصیلی 1403-1404 بود که تعداد 48 نفر با استفاده از روش نمونه‌گیری دردسترس با گروه‌بندی آزمایش و کنترل به عنوان نمونه تحقیق انتخاب شدند. 8 جلسه آموزش کفایت اجتماعی براساس مدل فلنر در نظر گرفته شد و درنهایت با استفاده از پرسشنامه شایستگی اجتماعی زو و جی (2012) و خودآگاهی هیجانی ریفی (2007)، داده‌ها جمع‌آوری شد. تحلیل داده‌ها با آزمون تحلیل واریانس ترکیبی انجام شد. نتایج اتای سهمی نشان داد که بخش قابل توجهی از تغییرات شایستگی اجتماعی و تغییرات خودآگاهی هیجانی دانش‌آموزان، متاثر از اثر آموزش جلسات آموزشی بوده است. درنتیجه، با آموزش کفایت‌های اجتماعی، دانش‌آموز تلاش می‌کند تا ویژگی‌هایی مانند: مسئولیت‌پذیری و اعتماد به نفس را در خود پرورش دهد تا درنهایت شایستگی اجتماعی و خودآگاهی هیجانی بهتری داشته باشد.

مقاله علمی - پژوهشی فرآیند مشاوره و درمان

واکاوی فرایند پایان دادن به جلسات مشاوره توسط مشاوران

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 02 آذر 1404

https://doi.org/10.22054/qccpc.2025.81030.3344

آسیه شریعتمدار، هانیه جهانی

چکیده یکی از مهمترین مراحل در فرآیند مشاوره، پایان‌دادن به رابطه مشاوره‌ای است و با توجه به‌اینکه فرآیند پایان، بخشی حیاتی از فرایند مشاوره است، اقدامات در مرحله ‌پایان‌‌ جلسات،‌ نیازمند توجه ویژه است. این‌ پژوهش‌ ‌با مطالعه چگونگی فرایند پایان‌دادن به جلسات مشاوره، توسط مشاوران به روش تحلیل مضمون انجام شده است. جهت جمع‌آوری اطلاعات، از مصاحبه نیمه ساختاریافته، استفاده شد. میدان مورد مطالعه، مشاورانی بودند که حداقل پنج سال سابقه کار مشاوره داشتند. مشارکت‌کنندگان به صورت داوطلبانه و در دسترس انتخاب، و مصاحبه با 10 نفر و تا اشباع داده‌ها انجام شد. تجزیه و تحلیل اطلاعات از طریق روش6 مرحله‌ای براون و کلارک(2006) صورت گرفت. از طریق تحلیل مصاحبه‌ها و شناسه‌گذاری جملات و عبارات، مضامین فرعی به دست‌آمده در چهار مضمون اصلی ((گامهای تدریجی پایان‌دادن، خطاهای مربوط به پایان‌دادن، عوامل موثر بر کیفیت پایان، واکنش‌های مشاور به پایان)) طبقه‌ بندی شد. نتایج نشان داد مشاوران برای پایان دادن به جلسات‌، به رغم اطلاع از گام‌های پایان دادن، غالبا به صورت برنامه‌ریزی شده عمل نمی‌کنند و بستن فرایند مشاوره مطابق استاندارد منابع علمی مشاوره‌ای انجام نمی‌‌‌‌‌‌‌‌شود.

مقاله علمی - پژوهشی مشاوره شغلی

پدیدارشناسی بی‌ارادگی ورود به شغل در دانش‌آموزان دختر مقطع متوسطه دوم

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 15 مهر 1405

https://doi.org/10.22054/qccpc.2026.92025.3631

بیتا جعفریان، محمدسجاد صیدی، محسن گل محمدیان

چکیده پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تبیین تجربه بی‌ارادگی ورود به شغل در دانش‌آموزان دختر مقطع متوسطه دوم شهر کرمانشاه انجام شد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و با روش آمیخته و طرح تبیینی انجام شد؛ به‌گونه‌ای که ابتدا مرحله کمی برای شناسایی دانش‌آموزان دارای بی‌ارادگی ورود به شغل و سپس مرحله کیفی با روش پدیدارشناسی برای بررسی تجربه زیسته آنان انجام گرفت. جامعه پژوهش شامل دانش‌آموزان دختر مقطع متوسطه دوم شهر کرمانشاه در سال تحصیلی ۱۴۰۲–۱۴۰۳ بود. در مرحله کمی، ۲۰۰ دانش‌آموز به نسخه دانش‌آموزی مقیاس اراده ورود به شغل دافی، دیمر و جدیدیان (۲۰۱۲) پاسخ دادند. از میان آنان، ۲۸ نفر با نمره بیش از یک انحراف استاندارد پایین‌تر از میانگین شناسایی شدند و ۲۰ نفر از آنان بر اساس ملاک‌های ورود و با نمونه‌گیری هدفمند در مرحله کیفی شرکت کردند. داده‌ها از طریق مصاحبه عمیق و ساختارنیافته گردآوری و با روش کلایزی تحلیل شدند. یافته‌ها به استخراج ۸۴ کد اولیه، ۲۹ مضمون فرعی و دو مضمون اصلی شامل عوامل فردی و عوامل بافتی-اجتماعی منجر شد. نتایج نشان داد که بی‌ارادگی ورود به شغل پدیده‌ای چندبعدی است که در تعامل عوامل فردی و بافتی-اجتماعی تجربه می‌شود. ازاین‌رو، شناسایی این عوامل و طراحی مداخلات هدفمند در مدارس، مراکز آموزشی و خدمات مشاوره شغلی می‌تواند به کاهش بلاتکلیفی، تقویت عاملیت فردی و تسهیل ورود آگاهانه و پایدار به عرصه کار کمک کند.

مقاله علمی - پژوهشی روان شناسی

شایستگیهای هیجانی در عصر شبکه‌های اجتماعی: نقش وضعیت تأهل و الگوهای مصرف

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 15 مهر 1405

https://doi.org/10.22054/qccpc.2026.91689.3615

مهرنسا شهابی، مجید اسدپور

چکیده ظهور شبکه‌های اجتماعی برخط بر الگوهای ارتباطی و وضعیت هیجانی افراد تأثیر گذاشته و شناخت عوامل مؤثر بر شایستگی‌های هیجانی را ضروری‌تر کرده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی همزمان نقش وضعیت تأهل و الگوی مصرف شبکه‌های اجتماعی در شایستگی‌های هیجانی (هوش هیجانی، خرد هیجانی و نظم‌جویی هیجان) انجام شد. این مطالعه توصیفی-همبستگی بر ۵۶۱ کاربر منتخب به روش نمونه‌گیری در دسترس انجام شد. داده‌ها با پرسشنامه‌های هوش هیجانی، خرد هیجانی و دشواری‌های نظم‌جویی هیجان گردآوری و با آزمون‌های t مستقل، آنووا و خی‌دو در SPSS تحلیل شدند. متأهل‌ها در مقایسه با مجردها، هوش هیجانی و خرد هیجانی کلی و مؤلفه‌های امیدواری، انعطاف‌پذیری هیجانی و حل مسئله بالاتری داشتند. تحلیل کوواریانس دو راهه با کنترل جنسیت و سن نشان داد اثر تعاملی وضعیت تأهل و نوع شبکه اجتماعی بر ابعاد شایستگی هیجانی معنادار نیست (p > .05)؛ بااین‌حال، اثر اصلی تأهل بر تنظیم هیجان معنادار بود و متأهل‌ها تنظیم هیجان بهتری داشتند، درحالی‌که اثر تأهل بر خرد هیجانی و دشواری نظم‌جویی هیجان پس از کنترل جنسیت و سن معنادار نبود. همچنین، استفاده بیش از ۴ ساعت روزانه از شبکه‌ها با کاهش معنادار تقریباً همه شاخص‌های شایستگی هیجانی همراه بود. یافته‌ها نشان می‌دهد شایستگی هیجانی می‌تواند حاصل تعامل عوامل محافظتی رابطه‌ای، مصرف افراطی و انتخاب شبکه‌های برخط تصویرمحور باشد و سبک زندگی دیجیتال، انتخاب‌های ارتباطی و وضعیت رابطه‌ای از عوامل مرتبط با سلامت روان در عصر دیجیتال‌اند. این پژوهش بر آموزش سواد هیجانی، مدیریت مصرف دیجیتال و توجه به کیفیت شبکه اجتماعی غالب به‌عنوان عامل مهم سلامت هیجانی تأکید دارد.

مقاله علمی - پژوهشی مشاوره مدرسه

واکاوی داده‌بنیاد مداخلات مصونیت‌بخش در هدایت پویایی‌های شناختی دانش‌آموزان در فضای دیجیتال

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 15 مهر 1405

https://doi.org/10.22054/qccpc.2026.93727.3688

سید یوسف رسولی، مهران عزیزی محمودآباد، علی محسنی نیک

چکیده نظام آموزشی در دوران معاصر با چالش‌های نوپدیدی نظیر کج‌روی‌های اخلاقی-دینی دانش‌آموزان در بستر تحولات پرشتاب فضای دیجیتال مواجه شده است. پژوهش حاضر با هدف تبیین مدل پارادایمی کج‌روی‌های اخلاقی-دینی دانش‌آموزان با تأکید بر عاملیت معلم، مصونیت‌بخشی شناختی و فضای دیجیتال در محیط مدرسه انجام شد. این مطالعه با رویکرد کیفی و طرح نظریه داده‌بنیاد اجرا گردید. جامعه هدف شامل مشاوران تربیتی، روان‌شناسان و کادر آموزشی مجرب مدارس استان‌های کهگیلویه و بویراحمد و خوزستان در سال ۱۴۰۵ بود. با روش نمونه‌گیری هدفمند و نظری، تعداد ۱۸ نفر تا حصول اشباع نظری انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها فرم مصاحبه نیمه‌ساختاریافته محقق‌ساخته بود و داده‌ها از طریق رویکرد کدگذاری سه‌گانه باز، محوری و انتخابی در نرم‌افزار مکس‌کیودا نسخه ۲۴ تحلیل شدند. یافته‌ها نشان داد که تعارضات الگویی، ضعف شناختی و تهاجم رسانه‌ای به‌عنوان شرایط علّی و رهاشدگی در فضای مجازی در کنار برنامه درسی پنهان به‌عنوان شرایط زمینه‌ای عمل می‌کنند. همچنین در رویارویی با شرایط مداخله‌گری نظیر موانع بوروکراتیک، مقوله هسته با عنوان «گذار از آسیب‌پذیری شناختی-ارزشی به مصونیت‌بخشی فعال از طریق احیای عاملیت تربیتی معلم در بستر تعارضات سیستمی استخراج گردید که نیازمند راهبردهایی نظیر اقناع شناختی و مدیریت هیجانات بود. نتایج حاکی از آن بود که نظام آموزشی در یک نقطه عطف تاریخی-شناختی قرار دارد و مدیریت بحران‌های هویتی نسل جدید منوط به عبور از نگاه انفعالی و بخشنامه‌ای است. ازاین‌رو، احیای عاملیت معلمان و ترمیم گسست هنجاری خانواده و مدرسه، نقشی حیاتی در ایجاد انسجام هویتی و پیشگیری از دگردیسی ارزشی ایفا می‌کرد.

مقاله علمی - پژوهشی روان شناسی

تجربه زیسته رفتار های خود آسیب رسان(NSSI) ، در دانش آموزان دختر سنین بلوغ(13-18سال )

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 18 مهر 1405

https://doi.org/10.22054/qccpc.2026.91514.3609

ناهید زینی حسنوند، کرم اله جوانمرد، فاطمه خاوری

چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی تجربه زیسته رفتارهای خودآسیب‌رسان دانش‌آموزان دختر سنین بلوغ (13 تا 18 سال) در شهر خرم آباد انجام شد. این مطالعه با رویکرد کیفی و بهره‌گیری از روش پدیدارشناسی توصیفی کلایزی به توصیف و تفسیر تجربه زیسته این گروه پرداخته است. جامعه مورد مطالعه شامل دانش‌آموزان دختربا سابقه خودآسیب‌رسانی بدون قصد خودکشی سال 1404است. نمونه‌گیری به شیوه گلوله‌برفی و هدفمند انجام شد و داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با 14 شرکت‌کننده گردآوری گردید تا رسیدن به اشباع نظری. تحلیل داده‌ها با روش تحلیل مضمون در شش مرحله صورت گرفت که منجر به استخراج 157 مضمون پایه، 53 مضمون سازمان‌دهنده و 6 مضمون فراگیر شد. مضامین فراگیر عبارت بودند از: رنج هیجانی و ارزیابی منفی از خود؛ خودآسیب‌رسانی به‌مثابه راهبرد تنظیم هیجان و کسب کنترل؛ خودآسیب‌رسانی به‌مثابه تنبیه، عادت یا پیام ارتباطی؛ زمینه‌های بین‌فردی، خانوادگی و اجتماعی ـ فرهنگی؛ فشارهای موقعیتی و دشواری در مقابله؛ و تجربه‌های آسیب‌زا و نیاز به حمایت. یافته‌ها نشان داد که خودآسیب‌رسانی اغلب به‌عنوان مکانیزمی ناکارآمد برای مدیریت هیجانات منفی و دستیابی به تسکین موقت عمل می‌کند، اما با احساس شرم، پنهان‌کاری و تشدید مشکلات روان‌شناختی همراه است. پژوهش حاضر همچنین نشان داد که خودآسیب‌رسانی را نه فقط به‌عنوان "رفتار"، بلکه باید به‌عنوان یک "فرایند تجربه‌شده" در بستر فشار، رنج، رابطه، معنا و نیاز به حمایت فهم کرد. بر اساس نتایج، پیشنهادهای پژوهش شامل آموزش مهارت‌های مقابله‌ای، توسعه زیرساخت‌های حمایتی، اجرای مداخلات روان‌شناختی، کاهش پیامدهای منفی رسانه‌های اجتماعی و کاهش انگ اجتماعی این رفتارها است.

مقاله علمی - پژوهشی مشاوره خانواده

بررسی چالش های زوجین با خانواده های همسر در دوره گذار به مرحله والدینی( از بارداری تا دوره نوزادی فرزند)

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 26 مهر 1404

https://doi.org/10.22054/qccpc.2025.74116.3138

ضحی حاجی سید تقیا، آسیه شریعتمدار، کیومرث فرحبخش

چکیده انتقال از نقش زوجی به والدینی از مشکل‌ترین انتقال‌های چرخه زندگی خانوادگی است که با ایجاد تغییر در نقش‌های اعضای خانواده، کل ساختار خانواده را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد و مهمترین نقطه‌عطف چرخه زندگی خانوادگی به حساب می‌آید، دوره گذار به والدینی، دوره‌ای از چالش‌ها و بحران‌ها توصیف می‌شود. هدف از پژوهش حاضر بررسی چالش‌های زوجین با خانواده‌های همسر در دوره گذار به مرحله والدینی یعنی از تصمیم به بارداری تا دوره نوزادی فرزند بود. تحقیق به روش کیفی انجام شد و 12 مادر به روش نمونه‌گیری هدفمند و گلوله‌برفی انتخاب شده‌ و مشارکت کردند. در این پژوهش از مصاحبه نیمه‌ساختار‌یافته استفاده شد و داده‌ها به روش تحلیل کلایزی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. چالش‌های زوجین با خانواده همسر در این دوران در قالب 7 مضمون اصلی و 28 مضمون فرعی دسته‌بندی شد که مضامین اصلی عبارتند از: چالش‌های بارداری تا زایمان، چالش‌های مادر پس از زایمان، چالش‌های سلامت و بهداشت کودک، چالش رعایت مرزها و حریم خصوصی، چالش تحمیل و اجبار، چالش خانواده همسر با داماد، چالش داماد با خانواده همسر. بر اساس یافته‌های تحقیق به نظر می‌رسد آموزش و آمادگی زوجین و خانواده‌ها برای ورود به دوره‌ی والدینی می‌تواند کمک بزرگی به بهبود و سلامت رابطه زوجین با خانواده همسر و در نتیجه افزایش رضایتمندی زوجین و سلامت روانی جامعه داشته‌باشد.

مقاله علمی - پژوهشی مشاوره مدرسه

تجربه زیسته دانش‌آموزان پیرامون خدمات مشاوره مدرسه: مطالعه‌ای پدیدارشناسانه

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 21 خرداد 1405

https://doi.org/10.22054/qccpc.2026.88879.3536

حسین کشاورزافشار، محدثه زمانی، فهیمه باهنر

چکیده هدف: خدمات مشاوره مدرسه یکی از ارکان مهم نظام آموزشی در حمایت از رشد تحصیلی، روان‌شناختی و اجتماعی دانش‌آموزان است. پژوهش حاضر با هدف واکاوی تجربه زیسته دانش‌آموزان از خدمات مشاوره مدرسه انجام شد.
روش‌: این پژوهش با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی انجام شد. میدان پزوهش دانش‌آموزان دوره متوسطه دوم شهر سلطانیه در سال تحصیلی 1404-1403 بودند که 12نفر مشارکت‌کننده با روش نمونه‌گیری هدفمند از نوع ملاکی تا اشباع داده‌ها انتخاب شدند. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته گردآوری و با روش کلایزی تحلیل شدند.
یافته‌ها: تحلیل داده‌ها به استخراج 121 مفهوم اولیه، 9 مضمون فرعی و 3 مضمون اصلی شامل تأثیر مشاور در مدرسه (تاثیر مثبت مشاور در مدرسه، تاثیر راهنمایی‌های مشاور در مدرسه، تاثیر منفی مشاور در مدرسه)، صلاحیت‌های مشاور (صلاحیت‌های اخلاقی مشاور و صلاحیت‌های علمی مشاور) و تأثیر استفاده از خدمات مشاوره مدرسه (تفکرات دانش‌آموزان قبل از ارتباط با مشاور، احساسات دانش‌آموزان قبل از ارتباط با مشاور، تفکرات دانش‌آموز بعد از ارتباط با مشاور و احساسات دانش‌آموز بعد از ارتباط با مشاور) منجر شد. دانش‌آموزان مشاور را منبعی برای حمایت تحصیلی، عاطفی و اجتماعی دانسته و راهنمایی‌های وی را در مسائل تحصیلی، شخصی و شغلی سودمند ارزیابی کردند. با این حال، برخی مشارکت‌کنندگان تجربه‌هایی از عدم درک‌شدن و نگرانی درباره رازداری را گزارش کردند.
نتیجه‌گیری: نتایج نشان داد که شکل‌گیری رابطه‌ای مبتنی بر اعتماد، همدلی و صلاحیت حرفه‌ای مشاور، نقش تعیین‌کننده‌ای در پذیرش و اثربخشی خدمات مشاوره مدرسه از دیدگاه دانش‌آموزان دارد

یک پژوهش کیفی: بررسی عوامل موثر بر خوش بینی دانش آموزان به نظام آموزشی

دوره 7، شماره 27، پاییز 1395، صفحه 105-126

https://doi.org/10.22054/qccpc.2016.6725

مسلم ایران مهر، زهرا گیتی پسند

چکیده خوش بینی نگرشی مثبت به جهان پیرامون است و فرد خوش‌بین با چنین نگرش مثبتی در تلاش است که دنیا را به صورت بهتر و زیباتری ببیند. آنچه از تحقیقات انجام شده بر می آید این است که خوش بینی یکی از اصولی ترین مولفه هایی است که امنیت را ارتقا می دهد و موجب سلامتی، آرامش و مطلوبیت جامعه می شود. از مهم ترین عوامل موثر بر انگیزش تحصیلی دانش آموزان خوش بینی آنها به نظام آموزشی است. بنابراین، هدف پژوهش حاضر بررسی عوامل موثر بر خوش بینی دانش آموزان نسبت به نظام آموزشی، بود. پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و به روش نظریه زمینه ای انجام شد. ابزار پژوهش مصاحبه نیمه ساختار یافته بود. با بهره‌گیری از روش نظریه زمینه ای، داده های حاصل از مصاحبه های انجام شده با 30 نفر از دانش آموزان دبیرستان پسرانه شهید فهمیده شهر تهران، طی سه مرحله کدگذاری باز (اولیه)، محوری و گزینشی (انتخابی) شد. کدهای باز شامل 33 مفهوم و کدهای محوری شامل چهار مقوله عمده است که مشتمل بر ویژگی های کارکنان مدرسه، ویژگی‌های محیطی و امکانات مدرسه، برنامه‌های مدرسه و ویژگی های دانش آموزان می باشد. میل به رشد فردی، به عنوان کد محوری پژوهش حاضر، شناسایی گردید.

پژوهش های مشاوره ای مبتنی بر فرهنگ ایرانی اسلامی

مدل مفهومی اراده بر اساس منابع اسلامی

دوره 14، شماره 56، زمستان 1402، صفحه 1-37

https://doi.org/10.22054/qccpc.2023.70026.3012

مجید قندی زاده، محمدرضا جهانگیرزاده قمی، محمدرضا احمدی

چکیده پژوهش حاضر به دنبال دستیابی به دو هدفِ تدوین مدل مفهومی اراده بر اساس منابع اسلامی و بررسی میزان روایی آن به روش معناشناسی زبانی، روش کیفی تحلیل محتوا و روش توصیفی زمینه‌یابی بود.با تشکیل حوزه معنایی اراده 36 مفهوم اولیه مشیر به اراده درمنابع اسلامی شناسایی شد.نتایج حاصل از «بررسی روایی محتوایی» در این مرحله، به حذف 20 مفهوم و باقی‌ماندن 16 مفهوم دیگر منجر شد.نتایج حاصل از جستجوی جملات توصیفی تبیینی مرتبط با مفاهیم شانزده‏گانه،بالغ بر 52146 داده بر اساس اصل اشباع بود که در دو مرحله ضعف کتاب و عدم ارتباط مفهومی، غربال شدند.حاصل غربالگری، حذف 51081 داده و باقی‌ماندن 1074 داده بود که با کدگذاری آنها در سه مرحلة کدگذاری باز اولیه، کدگذاری باز محوری و کدگذاری باز انتخابی تحلیل شدند. حاصل این فرایند 265 کدباز، 19 کد محوری و 4 کد انتخابی بود. این فرایند نشان داد که اراده بر اساس منابع اسلامی از 19 مؤلفه در قالب 4 بُعد تشکیل شده است.این مؤلفه ‏ها عبارتند از: عقل و هوای نفس (به عنوان فراسازمان‏دهنده)، الگوهای باور، امیال و نیازها، خلق‌وخو، محیط اجتماعی – فرهنگی (بعد پیشایندی)، رویدادهای محیطی، توجه، تأملات شخصی، انگیختگی، ارزیابی، قصد، تلاش فعال، عمل (بعد فرایندی)، فروپاشی روانی - معنوی، سرگشتگی دنیوی - اخروی، رشد روانی - معنوی، سازماندهی عمل و تاب‌آوری (بعد پیامدی). این مؤلفه‌ها توسط 9 کارشناس علوم‌انسانی و روان‌شناسی مورد ارزیابی قرار گرفته و با استفاده از «شاخص روایی محتوایی (CVI)» مطلوب ارزیابی شد (CVI=0.97).این مدل قابلیت تبدیل به سنجه‌های روان‌شناختی و پروتکل‌های آموزشی - روانشناختی را خواهد داشت.

مقایسه اثربخشی سه رویکرد راه حل مدار، شناختی- رفتاری و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر افسردگی و کیفیت زندگی زنان مطلقه

دوره 8، شماره 29، بهار 1396، صفحه 207-236

https://doi.org/10.22054/qccpc.2017.18777.1443

آرمان عزیزی، سیمین قاسمی

چکیده با توجه به افزایش میزان طلاق و تأثیر منفی آن بر کیفیت زندگی زنان مطلقه، این پژوهش با هدف مقایسه اثربخشی درمان راه حل محور، درمان مبتنی بر تعهد و پذیرش و درمان شناختی- رفتاری بر افسردگی و کیفیت زندگی زنان مطلقه انجام شد. در این پژوهش از طرح شبه آزمایشی با پیش آزمون- پس آزمون استفاده شد. جامعه آماری شامل کلیه زنان مطلقه شهر سنندج در سال 1395 بود که جهت درمان افسردگی به مراکز مشاوره این شهر مراجعه کرده بودند. نمونه آماری شامل 48 نفر بودند که به صورت نمونه‌گیری در دسترس از بین کسانی که به فراخوان پژوهشگر پاسخ مثبت داده بودند و پس از انجام مصاحبه روانشناختی، تشخیص افسردگی گرفته بودند انتخاب شدند و سپس به صورت تصادفی در 4 گروه درمان راه حل محور، درمان مبتنی بر تعهد و پذبرش، درمان شناختی- رفتاری و گروه کنترل، جایگزین شدند. هر گروه آزمایش 9 جلسه درمانی2 ساعته دریافت کردند.  ابزار جمع آوری داده ها، پرسشنامه افسردگی بک و پرسشنامه کیفیت زندگی (WHOQOL-BREF) بود و داده‌ها با تحلیل کواریانس چندگانه در SPSS 20 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج تحقیق نشان داد که بین میانگین نمرات پیش آزمون و پس آزمون گروه های آزمایش و کنترل تفاوت معناداری وجود دارد (01/0>P). همچنین مقایسه گروه‌ های درمانی حاکی از آن بود که درمان  شناختی- رفتاری در کاهش افسردگی و ارتقاء کیفیت زندگی نسبت به درمان راه حل محور و درمان مبتنی بر تعهد و پذیرش، موثرتر است (01/0> P). براساس نتایج به‌دست آمده درمان شناختی- رفتاری، درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد  و درمان راه حل محور می‌توانند باعث کاهش نشانه‌های افسردگی و بهبودکیفیت زندگی زنان مطلقه شوند.

اثر بخشی زوج درمانی هیجان مدار (EFT) بر تغییر سبک دلبستگی بزرگسالان و صمیمیت جنسی زوجین

دوره 7، شماره 25، بهار 1395، صفحه 71-90

https://doi.org/10.22054/qccpc.2016.5888

فرنوش بدیهی زراعتی، رقیه موسوی

چکیده پژوهش حاضر به بررسی اثر بخشی زوج درمانی هیجان مدار EFCT)) بر تغییر سبک دلبستگی و صمیمیت جنسی زوجین می پردازد. این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با پیش آزمون و گروه گواه است. بدین منظور بدین منظور تعداد 25 زوج که به دلیل تعارض های زناشویی به مراکز مشاوره خصوصی در سطح مشهد مراجعه نمودند، با روش نمونه گیری غیر احتمالاتی داوطلبانه انتخاب شدند. از این تعداد 12 زوج در گروه آزمایش و 13 زوج در گروه کنترل قرار گرفتند. تمام شرکت کنندگان پرسشنامه های سبک های دلبستگی کولینز و رید و صمیمیت جنسی را تکمیل کردند. افراد گروه آزمایش در 9 جلسه درمانی 1.5 ساعته زوج درمانی هیجان مدار (EFCT) شرکت کردند. پس از خاتمه جلسات درمانی، افراد هردو گروه مجددا پرسشنامه مذکور را تکمیل نمودند. نتایج نشان دهنده تفاوت معنادار بین دو گروه آزمایش و کنترل در میزان ایمنی در سبک دلبستگی و میزان صمیمیت جنسی زوجین بود.

اثربخشی شن‏ بازی درمانی بر کاهش پرخاشگری/ بیش‏ فعالی کودکان پیش دبستانی

دوره 5، شماره 18، تابستان 1393، صفحه 111-135

سمیه کهریزی، خدا مراد مؤمنی، آسیه مرادی

چکیده هدف: پژوهش حاضر به منظور بررسی اثربخشی شن­بازی درمانی، بر کاهش پرخاشگری/بیش­فعالی کودکان پیش­دبستانی شهرستان کرمانشاه انجام شد. روش تحقیق: روش مطالعه، تجربی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود و روش آماری آن تحلیل کوواریانس چند متغیره است. جامعه آماری مطالعه کلیه کودکان 7-5 ساله دارای پرخاشگری/بیش­فعالی شهر کرمانشاه و روش نمونه­گیری تصادفی ساده بود. ابتدا از میان مناطق سه گانه شهر کرمانشاه، شش مهد کودک( از هر منطقه دو مهد کودک) به تصادف انتخاب شد. 54 کودک دارای اختلال پرخاشگری/بیش­فعالی شناسایی شدند. سپس بر اساس شرایط ورود و خروج از مطالعه، 30 کودک( 10 دختر و 20 پسر) به عنوان گروه نمونه انتخاب و به صورت تصادفی در گروه آزمایش 15 نفر و کنترل 15 نفر قرار گرفتند. پرسشنامه اختلال رفتاری راتر فرم معلم( 1967) در مرحله پیش آزمون- پس آزمون و یک ماه بعد از پایان مداخله توسط مربیان تکمیل شد. کودکانی که در گروه آزمایشی قرار داشتند به مدت ده جلسه هفتگی (45 دقیقه در هفته) در فعالیت شن­بازی درمانی به صورت انفرادی شرکت داده شدند. یافته­ها: نتایج نشان داد که شن­بازی درمانی اثر معنی­داری بر کاهش پرخاشگری/بیش­فعالی کودکان گروه آزمایشی در مقایسه با کودکان گروه کنترل دارد. چنین دستاوردی در پیگیری یک ماه حفظ شد. نتیجه­گیری: با توجه به نتایج به دست آمده می­توان گفت شن بازی درمانی می­تواند در کاهش اختلال رفتاری کودکان مؤثر واقع شود و بر ضرورت کاربرد شن بازی درمانی به منظور کاهش پرخاشگری/بیش­فعالی و افزایش سلامت روانی در کودکان دارای این اختلال تأکید شد.  

اثربخشی واقعیت درمانی گروهی برافزایش تاب آوری‌، امیدبه زندگی وبهبودکیفیت زندگی زنان نابارور مرکز ناباروری صارم

دوره 8، شماره 29، بهار 1396، صفحه 237-262

https://doi.org/10.22054/qccpc.2017.19756.1462

آزیتا جاماسیان مبارکه، فریده دوکانه ای فرد

چکیده هدف این پژوهش، بررسی آموزش واقعیت‌درمانی بر افزایش تاب‌آوری و امید به زندگی و بهبود کیفیت زندگی زنان نابارور مرکز ناباروری شهر صارم بوده است. جامعه آماری مورد مطالعه کلیه زنان نابارور مراجعه کننده به مرکز ناباروری شهر صارم بوده است، با توجه به اینکه پژوهش حاضر از نوع نیمه‌آزمایشی همراه با پیش‌آزمون و پس‌آزمون با گروه کنترل و گمارش بصورت غیرتصادفی و داوطلبانه می باشد، حجم نمونه به منظور آموزش واقعیت‌درمانی در زنان نابارور مراجعه کننده به مرکزناباروری شهر صارم 30 نفر در نظر گرفته شد. روش جمع‏آوری اطلاعات جهت اندازه گیری متغییرهای مورد پژوهش، پرسشنامه تاب‌آوری کانر و دیویدسون(2003)، پرسشنامه‌های امید به زندگی اشنایدر و همکاران (1991)، پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی (1989) و نیز آموزش واقعیت‌درمانی براساس پروتکل درمانی در طی 8 جلسه برگزار و پرسشنامه‌ها بر روی نمونه مورد نظر اجرا گردید. جهت تجزیه و تحلیل داده‌ها از آمار توصیفی (فراوانی، درصد، میانگین، انحراف معیار، واریانس ونمودار و... ) و در آمار استنباطی به منظور آزمون فرضیه‌های پژوهش از آزمون آماری (تحلیل واریانس و آزمون تعقیبی توکی) درمحیط نرم افزار spss صورت گرفت. نتایج نشان داد: آموزش به شیوه واقعیت‌درمانی موجب افزایش تاب‌آوری و بهبود کیفیت زندگی بیماران نابارورشده است، ولی بر روی افزایش امید به زندگی در آنان اثر نداشته است. همچنین یافته‌ها حاکی از تاثیر واقعیت‌درمانی بر خرده مقیاس‌های تاب‌آوری نیز بود اما آموزش واقعیت‌درمانی بر تاثیرات معنوی تفاوت معناداری نداشته است‌.

تدوین مدل اضطراب کرونا در دانشجویان براساس حس انسجام و تاب آوری: نقش میانجی حمایت اجتماعی ادراک شده

دوره 11، شماره 43، پاییز 1399، صفحه 1-32

https://doi.org/10.22054/qccpc.2020.51656.2376

ساناز عینی، متینه عبادی، نغمه ترابی

چکیده با توجه به اثرات جبران­ناپذیر اپیدمی کروناویروس بر دانشجویان؛ هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی حمایت اجتماعی ادراک-شده در رابطه بین حس­انسجام و تاب­آوری با اضطراب کرونا دانشجویان علوم پزشکی بود. روش پژوهش توصیفی و از نوع معادلات ساختاری بود. جامعه­ی آماری پژوهش حاضر کلیه دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی اردبیل که در سال تحصیلی 99-1398 مشغول به تحصیل بودند را تشکیل می­داد که 300 نفر به‌صورت اینترنتی و از طریق شبکه­های مجازی در پژوهش شرکت کردند. ابزارهای جمع-آوری اطلاعات شامل مقیاس اضطراب بیماری کرونا (علی­پور و همکاران، 1398)، پرسشنامه حس­انسجام فرم 13 ماده­­ای (آنتونووسکی، 1987)، مقیاس تاب­آوری (کانر و دیویدسون، 2003) و مقیاس چند­بعدی حمایت اجتماعی ادراک­شده (زیمت و همکاران، 1988) بود. تجزیه‌وتحلیل داده­ها با استفاده از مدل­یابی معادلات ساختاری و از طریق نرم‌افزارهای Spss23 و  Lisrel8.8انجام شد. براساس نتایج به‌دست‌آمده مدل­ علّی رابطه بین حس­انسجام، تاب­آوری، حمایت­اجتماعی ادراک­شده و اضطراب کرونا دانشجویان براساس شاخص-های مختلف برازش تأیید ­شد. حس­انسجام، تاب­آوری و حمایت اجتماعی ادراک­شده بر میزان اضطراب کرونا دانشجویان اثر مستقیم دارند؛ همچنین حس­انسجام و تاب­آوری از طریق حمایت اجتماعی ادراک­شده بر اضطراب کرونا دانشجویان تأثیر غیرمستقیم دارد (05/0>P)؛ بنابراین، حس­انسجام، تاب­آوری و حمایت اجتماعی ادراک­شده نقش مهمی در میزان اضطراب کرونا دانشجویان ایفا می-کنند و هدف قرار­دادن این سه مؤلفه به‌وسیله درمان­های روان‌شناختی، می­تواند در کاهش اضطراب کرونا دانشجویان مؤثر باشد.

ابر واژگان

نشریات مرتبط