مقاله علمی - پژوهشی
مشاوره
مریم صیادشیرازی؛ محمد بحرینی
چکیده
در حال حاضر ، آمار فزایندهی طلاق و نارضایتیهای زناشویی در جوامع مختلف، بهویژه در ایران، نشاندهندهی ضرورت توجه جدی به مشاوره پیش از ازدواج به عنوان راهکاری مؤثر برای کاهش آسیبهای اجتماعی و تقویت بنیان خانواده است. بر این اساس پژوهش حاضر با هدف بررسی الزامات مشاوره پیش از ازدواج در ایران و واکاوی کیفی چارچوبهای فرهنگی-اجتماعی ...
بیشتر
در حال حاضر ، آمار فزایندهی طلاق و نارضایتیهای زناشویی در جوامع مختلف، بهویژه در ایران، نشاندهندهی ضرورت توجه جدی به مشاوره پیش از ازدواج به عنوان راهکاری مؤثر برای کاهش آسیبهای اجتماعی و تقویت بنیان خانواده است. بر این اساس پژوهش حاضر با هدف بررسی الزامات مشاوره پیش از ازدواج در ایران و واکاوی کیفی چارچوبهای فرهنگی-اجتماعی از نگاه صاحبنظران انجام شد. این پژوهش به روش تحلیل مضمون (تماتیک) انجام گرفت. در این مطالعه 15 نفر از صاحبنظران و فعالان حوزه مشاور خانواده با روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. دادههای حاصل از مصاحبههای جامع و ساختاریافته، بر اساس روش تحلیل مضمون براون و کلارک مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت. .یافتههای این پژوهش نشان میدهد که الزامات مشاوره پیش از ازدواج در ایران را میتوان در سه مضمون اصلی دستهبندی کرد:1-شفافسازی معیارهای ازدواج : بررسی انتظارات، باورها و ارزشهای فردی و فرهنگی زوجین برای کاهش سوءتفاهمهای آینده.2-ارزیابی آمادگی طرفین :سنجش بلوغ عاطفی، مهارتهای ارتباطی، و توانایی مدیریت تعارض در زندگی مشترک.3-آگاهیبخشی به زوجین :ارائهی آموزشهای ضروری دربارهی حقوق زناشویی، مسئولیتهای خانوادگی و مهارتهای زندگی.نتایج این مطالعه تأکید میکند که مشاوره پیش از ازدواج نهتنها یک اقدام پیشگیرانه، بلکه یک ضرورت اجتماعی برای کاهش نرخ طلاق و افزایش رضایت از زندگی مشترک محسوب می شود . این پژوهش پیشنهاد میکند که با تدوین برنامههای آموزشی مدون، فرهنگسازی گسترده و حمایت نهادهای سیاستگذار میتوان گام مؤثری در نهادینهکردن مشاوره پیش از ازدواج در ایران برداشت .
مقاله علمی - پژوهشی
عواطف و احساسات فردی
فاطمه صابری مدبر؛ مرضیه مدنی فر؛ معصومه اسمعیلی
چکیده
کودکانی که از مراکز بهزیستی رشد میکنند، نسبت به کودکانی که در خانواده بزرگ میشوند، تعامل اجتماعی کمتری دریافت میکنند و بیشتر احتمال دارد که در طول رشد خود، مشکلات عاطفی و رفتاری پایدار را تجربه کنند؛ لذا در ایران چندین سال است که طرح میزبانی موقت از کودکان بی یا بدسرپرست ایجاد شده تا علاوه بر مراقبت جسمی، این کودکان نیازهای عاطفی ...
بیشتر
کودکانی که از مراکز بهزیستی رشد میکنند، نسبت به کودکانی که در خانواده بزرگ میشوند، تعامل اجتماعی کمتری دریافت میکنند و بیشتر احتمال دارد که در طول رشد خود، مشکلات عاطفی و رفتاری پایدار را تجربه کنند؛ لذا در ایران چندین سال است که طرح میزبانی موقت از کودکان بی یا بدسرپرست ایجاد شده تا علاوه بر مراقبت جسمی، این کودکان نیازهای عاطفی خود را نیز تامین کنند. از آنجا که در تابستان ۱۴۰۴، جنگ ۱۲ روزه بین ایران و رژیم غاصب صهیونیستی رخ داد، برای تامین امنیت نوزادان، بهزیستی فرایند انتقال کودکان به خانهها برای میزبانی موقت را تسهیل بخشید که هم برای نهاد بهزیستی و هم برای والدین میزبان با چالشها و تجارب منحصربفردی همراه بود؛ لذا پژوهش حاضر به بررسی تجربهزیسته مادران میزبان در این جنگ پرداخت. برای انجام این مطالعه کیفی، بااستفاده از مصاحبه نیمهساختاریافته با ۱۱ مادر مصاحبه شد و با روش کلایزی، اطلاعات تجزیه و تحلیل قرار گرفت. در مجموع در تحلیل دادهها، ۶۷ کد باز، ۲۳ کد محوری و ۷ تم بدست آمد؛ تمها شامل: باورهای پسامیزبانی در جنگ، الگوهای هیجانی میزبانی در جنگ ، تحولات کنشی در فرایند میزبانی ، انگیزش میزبانی در جنگ ، چالشهای میزبانی در جنگ ، توسعه هویت مادری و میزبانی در جنگ و تدابیر تسهیلگر بهزیستی برای میزبانی در جنگ بود. درمجموع میتوان نتیجه گرفت تجربه میزبانی، یک فرایند وجودی، عمیقا تغییردهنده و پیچیده است که هم مراقبتهای لازم را برای کودک مهیا میکند و هم مادر میزبان را نسبت به قبل، به زنی توانمندتر مبدل میسازد.
مقاله علمی - پژوهشی
مشاوره
فهیمه شاداب مهر؛ عاطفه حیرت؛ زهرا امان اللهی
چکیده
چکیدهپژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر عدم تمایل به فرزندآوری در میان زوجین و بررسی تاثیر سطح بلوغ عاطفی آنها در این تصمیم انجام شد. این پژوهش با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی انجام گرفت و دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با 12 زوج که بصورت آگاهانه تصمیم به نداشتن فرزند گرفتهاند، در دو شهر تهران و اصفهان در سال ...
بیشتر
چکیدهپژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر عدم تمایل به فرزندآوری در میان زوجین و بررسی تاثیر سطح بلوغ عاطفی آنها در این تصمیم انجام شد. این پژوهش با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی انجام گرفت و دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با 12 زوج که بصورت آگاهانه تصمیم به نداشتن فرزند گرفتهاند، در دو شهر تهران و اصفهان در سال 1403 برطبق ملاک های ورودی پژوهش گردآوری شدند. تحلیل دادهها نیز با روش تحلیل مضمون براون و کلارک (2006) انجام گرفت. یافته ها در 3 مقوله محوری، 9 مقوله اصلی ، و 47 مقوله فرعی طبقه بندی شده و نشان دادند که نابسندگی مهارت های مدیریت هیجان، ظرفیت محدود در تاب آوری و مسئولیت پذیری، و کیفیت نامطلوب رابطه زوجی، از مهمترین عوامل عدم تمایل به فرزندآوری با محوریت سطح بلوغ عاطفی در زوجین محسوب می شوند. نتایج پژوهش نشان دهنده آن بود که عدم تمایل زوجین به فرزندآوری، فراتر از عوامل اجتماعی و اقتصادی می تواند بطور ویژه متاثر از سطح بلوغ عاطفی زوجین باشد و دراین راستا اهمیت شکل دهی برنامههای مداخلهای با محوریت ارتقاء سطح بلوغ عاطفی و مولفه های آن جهت بهبود مهارتهای هیجانی، تاب آوری و مسئولیت پذیری، و نیز کیفیت رابطه زوجین مورد تأکید است.
مقاله علمی - پژوهشی
مشاوره خانواده
امیرحسین سبحانی نیا؛ ذبیح اله عباس پور؛ سارا کیان ارثی
چکیده
هدف این پژوهش تعیین اثربخشی برنامۀ غنیسازی روابط زوجین مبتنی بر گذار والدینی بر مدارا و راهبردهای حفظ رابطه در زوجین مرحلۀ گذار به والدینی شهر یاسوج بود. روش پژوهش حاضر در یک طرح نیمهآزمایشی با پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری با گروه کنترل صورت گرفت. جامعۀ آماری این پژوهش شامل کلیۀ زوجین در مرحلۀ گذار مراجعهکننده به مراکز بهداشت ...
بیشتر
هدف این پژوهش تعیین اثربخشی برنامۀ غنیسازی روابط زوجین مبتنی بر گذار والدینی بر مدارا و راهبردهای حفظ رابطه در زوجین مرحلۀ گذار به والدینی شهر یاسوج بود. روش پژوهش حاضر در یک طرح نیمهآزمایشی با پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری با گروه کنترل صورت گرفت. جامعۀ آماری این پژوهش شامل کلیۀ زوجین در مرحلۀ گذار مراجعهکننده به مراکز بهداشت شهید اشرفی و شهید مدنی شهر یاسوج به تعداد 88 نفر (44 زوج) بودند که 60 نفر از آنها بهصورت داوطلبانه و با رعایت ملاکهای ورود و خروج به پژوهش بهصورت تصادفی در دو گروه آزمایش (30 نفر) کنترل (30 نفر) جایگزین شدند. شرکتکنندهها به شاخص راهبردهای حفظ رابطه (کاناری و استافورد، 992) و مدارا (خجسته مهر و همکاران، 1399) در روابط همسران در سه مرحلۀ پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری پاسخ دادند و شرکتکنندگان گروه آزمایش در هشت جلسۀ نوددقیقهای در برنامۀ غنیسازی ازدواج مبتنی بر گذار والدینی شرکت کردند. دادهها با استفاده از روش آماری تحلیل واریانس با اندازهگیریهای مکرر (آمیخته) تحلیل شدند. نتایج نشان داد که برنامۀ غنیسازی روابط زوجین مبتنی بر گذار والدینی، باعث بهبود راهبردهای حفظ رابطه (08/36 = F، 001/0 p) و مدارا (27/28 = F، 001/0P <) در شرکتکنندگان گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل از مرحلۀ پیش آزمون به مرحلۀ پس آزمون تا مرحلۀ پیگیری شده است. با توجه به یافتههای بهدستآمده میتوان نتیجه گرفت که برنامۀ غنیسازی روابط زوجین مبتنی بر گذار والدینی یک روش مناسب برای بهبود راهبردهای حفظ رابطه و مدارا در زوجین در مرحلۀ گذار به والدینی است.
مقاله علمی - پژوهشی
سلامت روانی
علیرضا نخعی؛ حسنیه شهریاری
چکیده
پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر آموزش مهارت های خودآگاهی، تصمیم گیری و ارتباطی بر سازگاری و مسئولیت پذیری چند بعدی دانشجویان نو ورود پسر خوابگاهی دانشگاه زابل انجام شد. پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیشآزمون، پسآزمون و گروه کنترل بوده، جامعه آماری، شامل کلیهی دانشجویان نو ورود پسر خوابگاهی دانشگاه زابل که در سال تحصیلی 1404-1403 ...
بیشتر
پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر آموزش مهارت های خودآگاهی، تصمیم گیری و ارتباطی بر سازگاری و مسئولیت پذیری چند بعدی دانشجویان نو ورود پسر خوابگاهی دانشگاه زابل انجام شد. پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیشآزمون، پسآزمون و گروه کنترل بوده، جامعه آماری، شامل کلیهی دانشجویان نو ورود پسر خوابگاهی دانشگاه زابل که در سال تحصیلی 1404-1403 مشغول به تحصیل بودند و تعداد آنان برابر 468 نفر بود.نمونه آماری شامل 30 نفر بودند.روش نمونه گیری به روش تصادفی خوشهای چند مرحلهای بود که از میان نمونه 15 دانشجو برای هرگروه به صورت تصادفی گمارده شدند.ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه سازگاری اجتماعی سینها و سینگ(1993)، مسئولیت پذیری لوئیس (2001) و دستورالعمل جلسات آموزش مهارت های زندگی (کتاب راهنمای مدرس، تألیف و گردآوری امامی نایینی ، 1390) بود. یافتهها نشان داد آموزش مهارتهای خودآگاهی، تصمیم گبری و ارتباطی برای هر یک از متغیرهای سازگاری و مسئولیتپذیری چند بعدی دانشجویان معنادار است (001/0> P). در نتیجه این پژوهش بهروشنی نشان داد که آموزش مهارتهای زندگی شامل مؤلفههای خودآگاهی، تصمیم گبری و ارتباطی بر ارتقاء سازگاری(ابعاد عاطفی، اجتماعی و آموزشی) و مسئولیتپذیری چندبعدی(خود و دیگران) دانشجویان نو ورود پسر خوابگاهی دانشگاه زابل اثر مثبت و معناداری دارد.
مقاله علمی - پژوهشی
سلامت روانی
زهرا سادات پورسید آقایی؛ پگاه تشکری موحد؛ فاطمه قاسمی نیائی
چکیده
پژوهش حاضر با هدف تبیین مولفه های روانی و معنوی تاب آوری خانواده ها در شرایط جنگ ایران و اسرائیل انجام شد. این پژوهش با رویکرد کیفی و با استفاده از روش نظریه زمینه ای انجام گرفت. جامعه مورد مطالعه خانواده های تهرانی ساکن در زمان جنگ بود که با استفاده از نمونه گیری هدفمند و نظری با 19 خانواده مصاحبه شد. روش تجزیه تحلیل داده استفاده از روش ...
بیشتر
پژوهش حاضر با هدف تبیین مولفه های روانی و معنوی تاب آوری خانواده ها در شرایط جنگ ایران و اسرائیل انجام شد. این پژوهش با رویکرد کیفی و با استفاده از روش نظریه زمینه ای انجام گرفت. جامعه مورد مطالعه خانواده های تهرانی ساکن در زمان جنگ بود که با استفاده از نمونه گیری هدفمند و نظری با 19 خانواده مصاحبه شد. روش تجزیه تحلیل داده استفاده از روش سیستماتیک اشتراوس و کربین بود. نتایج در این پژوهش نشان داد که هستی شناسی خالق محور با محورهای (تاثیرپذری مداوم مخلوق از خالق؛ معنابخشی به فلسفه زندگی؛ تبلور ارزش های اخلاقی ) شرط علی تاب آوری خانواده ها؛ مقاومت وجودی و آگاهانه با محورهای (مسئولیت شناسی وجودی؛ مشارکت اجتماعی و کنش جهادی؛ بازتعریف قواعد خانوادگی در شرایط جنگی؛ بازخوانی هویت جمعی) راهبرد تاب آوری خانواده؛ بینش تاریخی مقاومت با محورهای (گسترده منابع اطلاعاتی؛ اسطوره سازی شهدا و الگوهای موفق؛ انتقال خرد) عامل زمینه ساز تاب آوری خانواده؛ مدیریت گفتمان سازی رسانه ای با محورهای (عاملیت در چینش اخبار و کنترل حدود و کیفیت اخبار) عامل واسطه گر در ایجاد و تداوم تاب آوری خانواده؛ تعادل و انسجام خانوادگی مبتنی بر بافت مقاومت جمعی با محورهای (همکاری و همراستایی والدین؛ تعادل یابی مجدد در سیستم خانوادگی؛ تربیت متمرکز بر حفظ سلامت و رشد فرزندان؛ تاثیرگذاری مثبت بر تعاملات اجتماعی؛ آرامش جمعی و ارتقای پیوند اجتماعی و وحدت ملی با درون مایه میهن پرستی دینی) پیامد ناشی از اجرای راهبردهای تاب آورانه خانواده های تهرانی در شرایط جنگ ایران و اسرائیل بود.
مقاله علمی - پژوهشی
روان شناسی
شمیم عریضی سامانی؛ مسعود کیانی؛ نسیم ملک پور
چکیده
کودکان بی سرپرست و بدسرپرستی که در محیطی نا امن و خالی از عشق تربیت میشوند، در معرض بحرانهای عاطفی، اخلاقی، اجتماعی و روحی قرار دارند لذا پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر هنردرمانی با رویکرد انسانگرا بر نظریهذهن و خودپنداشت کودکان بیسرپرست و بدسرپرست شهر اصفهان انجام گردید. پژوهش حاضر با روش شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس ...
بیشتر
کودکان بی سرپرست و بدسرپرستی که در محیطی نا امن و خالی از عشق تربیت میشوند، در معرض بحرانهای عاطفی، اخلاقی، اجتماعی و روحی قرار دارند لذا پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر هنردرمانی با رویکرد انسانگرا بر نظریهذهن و خودپنداشت کودکان بیسرپرست و بدسرپرست شهر اصفهان انجام گردید. پژوهش حاضر با روش شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه اجرا شد. جامعه آماری شامل کلیهی کودکان بیسرپرست و بدسرپرست 7 تا 12 سال شهر اصفهان بود. نمونه آماری به صورت در دسترس از سه مرکز نگهداری کودکان بیسرپرست و بدسرپرست شهر اصفهان انتخاب شد و در نهایت 32 کودک گروه سنی 7 تا 12 سال در دو گروه آزمایش (16 نفر) و کنترل (16 نفر) قرار گرفتند. ابزارهای پژوهش پرسشنامه خودپنداشت کودکان (1963) و آزمون نظریه-ذهن (1999) بود. 10 جلسه هنردرمانی 90 دقیقهای برای گروه آزمایش برگزار گردید که هر جلسه یک تکلیف در خانه نیز داشت. دادههای پژوهش به روش تحلیل کوواریانس چندمتغیری و همبستگی پیرسون با استفاده از نرم افزار SPSS26 تحلیل و بررسی شدند. یافتههای پژوهش حاکی از آن است که هنردرمانی با رویکرد انسانگرا بر خودپنداشت و نظریهذهن کودکان بیسرپرست و بدسرپرست، تأثیر معناداری داشته است همچنین بین خودپنداشت و نظریهذهن این کودکان رابطهی معناداری وجود دارد. با توجه به نتایج حاصل، به نظر میرسد استفاده از هنر به عنوان یک درمان انسانگرا میتواند پایهریزی مناسبی برای درمان مبتنی بر تعامل میان کودک، محیط و درمانگر باشد و کودکان بیسرپرست و بدسرپرست را به سمت بهبود نظریهذهن و خودپنداشت آنها سوق دهد.
مقاله علمی - پژوهشی
روان شناسی
سعیده محمدی احمدآبادی؛ احمد زندوانیان؛ کاظم برزگر بفروئی؛ حسین حسنی؛ زهره کرمی
چکیده
هدف پژوهش، مطالعه دیدگاه مدیران پیرامون ابعاد و مؤلفههای رفتارهای پرخطر دانش آموزان مدارس متوسطه شهر اردکان بود. رویکرد پژوهش «کیفی» و روش پژوهش «دادهبنیاد» بود. مشارکت کنندگان بالقوه، مدیران مدارس متوسطه شهر اردکان در سال تحصیلی 1403- 1402 بودند. روش نمونهگیری، هدفمند بود. نمونهگیری مبتنی بر اشباع نظری دادهها ...
بیشتر
هدف پژوهش، مطالعه دیدگاه مدیران پیرامون ابعاد و مؤلفههای رفتارهای پرخطر دانش آموزان مدارس متوسطه شهر اردکان بود. رویکرد پژوهش «کیفی» و روش پژوهش «دادهبنیاد» بود. مشارکت کنندگان بالقوه، مدیران مدارس متوسطه شهر اردکان در سال تحصیلی 1403- 1402 بودند. روش نمونهگیری، هدفمند بود. نمونهگیری مبتنی بر اشباع نظری دادهها تا 10 نفر شرکت کننده ادامه یافت. روش گردآوری داده ها «مصاحبه نیمه ساختاریافته» بود. دادهها به شیوه «کدگذاری» و «مقوله بندی» در سه سطح کدگذاری باز، محوری و انتخابی تجزیه و تحلیل شدند. برای تعیین اعتبار دادهها، از روش «سه سویه سازی» استفاده شد. نتایج نشان داد «عوامل علّی» شامل علل روانشناختی – بیولوژیک، اعتقادی، تکنولوژیک، فرهنگی و اجتماعی، هویت یابی نوجوانی، جامعه-شناختی و اقتصادی بود. «شرایط مداخلهای» شامل عوامل نهادی، عوامل نسلی و ارتباطی و «شرایط زمینهای» شامل شرایط کلی، شرایط خانوادگی مستعد، شرایط انضباطی، شرایط بالینی و شرایط شناختی – ارتباطی بودند. «راهبردها» شامل راهبرد درمانی درون نهادی مؤثر، راهبرد ارتباطی راهبرد درون نهادی غیرمؤثر، راهبرد برون نهادی و راهبرد ترکیبی بودند. «پیامدها» شامل افزایش رفتارهای پرخطر، پیامدهای بالینی - روانشناختی، پیامدهای پرورشی و پیامدهای آسیبزا بود. پژوهش حاضر، مدل پارادایمی جامعی از دیدگاه مدیران مدارس متوسطه اردکان درباره رفتارهای پرخطر دانشآموزان ارائه میدهد. این مدل، ضمن تأکید بر ماهیت سیستمی و پیچیده رفتارهای پرخطر، لزوم توجه همزمان به عوامل فردی، خانوادگی، نهادی و محیطی در طراحی مداخلات پیشگیرانه و درمانی را آشکار میسازد.
مقاله علمی - پژوهشی
روان شناسی
یاسمن امیری؛ مهدی خانجانی؛ عبدالله معتمدی
چکیده
این پژوهش با هدف مطالعه تجربهی زیستهی غربتزدگی و راهبردهای سازگاری در میان دانشجویان دختر ساکن خوابگاه دانشگاه علامه طباطبائی انجام شد. روش پژوهش کیفی و بر پایهی پدیدارشناسی توصیفی کلایزی بود. مشارکتکنندگان ۱۲ دانشجوی دختر بودند که بهصورت هدفمند انتخاب و دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته گردآوری و با روش کلایزی ...
بیشتر
این پژوهش با هدف مطالعه تجربهی زیستهی غربتزدگی و راهبردهای سازگاری در میان دانشجویان دختر ساکن خوابگاه دانشگاه علامه طباطبائی انجام شد. روش پژوهش کیفی و بر پایهی پدیدارشناسی توصیفی کلایزی بود. مشارکتکنندگان ۱۲ دانشجوی دختر بودند که بهصورت هدفمند انتخاب و دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته گردآوری و با روش کلایزی تحلیل شد. یافتهها نشان داد غربتزدگی پدیدهای چندوجهی است که بر سلامت روان، سازگاری و رشد فردی دانشجویان تأثیر میگذارد. از تحلیل دادهها ۶ مضمون اصلی، ۹ مضمون فرعی و ۴۸ کد اولیه استخراج شد. مضامین اصلی شامل «نوسانات هیجانی و شناختی»، «تغییر و تحول درونی»، «خروج از مرزهای امن»، «فقدان پیوند عاطفی»، «محدودیتهای ساختاری» و «راهبردهای سازگاری فردی و نهادی» بودند. نتایج بیانگر آن بود که گرچه غربتزدگی با فشارهای روانی همراه است، اما میتواند فرصت رشد و استقلال فردی را فراهم کند. راهبردهای سازگاری در سطح فردی (مانند یادآوری اهداف و گفتگوی درونی) و نهادی (مانند دسترسی به مشاور و ارائه فضاهای نیمهخصوصی) در کاهش تنشها و ارتقای کیفیت زندگی دانشجویان نقش مؤثری داشتند.
مقاله علمی - پژوهشی
مشاوره خانواده
فاطمه حسینی؛ زهرا نادری نوبندگانی؛ حسن زارعی محمودآبادی
چکیده
مقدمه: آموزش تقویت مقابله زوجی یکی از آموزش های نوین برای زوج ها است که مقابله با استرس را به صورت زوجی آموزش می دهد. از این رو هدف پژوهش اثربخشی آموزش تقویت مقابله زوجی (CCET) بر ماشدن و آشفتگی زناشویی زوج های آشفته بود. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی از نوع تحلیل تک موردی و به این صورت بود که آزمودنی ها در مراحل خط پایه، آموزش و پیگیری مورد ...
بیشتر
مقدمه: آموزش تقویت مقابله زوجی یکی از آموزش های نوین برای زوج ها است که مقابله با استرس را به صورت زوجی آموزش می دهد. از این رو هدف پژوهش اثربخشی آموزش تقویت مقابله زوجی (CCET) بر ماشدن و آشفتگی زناشویی زوج های آشفته بود. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی از نوع تحلیل تک موردی و به این صورت بود که آزمودنی ها در مراحل خط پایه، آموزش و پیگیری مورد ارزیابی قرار گرفتند؛ جامعه مورد مطالعه تمامی زوج های آشفته شهر اصفهان در سال 1401 بودند که از میان آنان نمونه هشت نفری (چهار زوج)، به صورت هدفمند انتخاب شدند. آزمودنی ها با استفاده از پرسشنامه ماشدن تاپکواوزر (2020) و پرسشنامه آشفتگی زناشویی ویشمن و همکاران (2009) مورد ارزیابی قرار گرفتند.تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار اکسل برای تحلیل دیداری، شاخص تغییر پایا و درصد بهبودی انجام گرفت. یافته ها: یافته ها نشان داد که افراد در اثر آموزش مقابله زوجی (CCET) توانستند بهبود کمی را در ماشدن تجربه کنند که این مقادیر در زنان بیشتر بود ولی اثر بخشی آموزش تقویت مقابله زوجی بر آشفتگی زناشویی 6 نفر (سه زوج اول، دوم و چهارم) در مرحله پیگیری معنادار به دست آمد. نتیجه گیری: در نتیجه برنامه آموزش تقویت مقابله زوجی توانست به کاهش آشفتگی زناشویی زوج های آشفته کمک کند؛ اما در مورد ماشدن که احساسی عمیق در یک رابطه زناشویی است و لازمه آن رسیدن به معنا و دید مشترک در رابطه است، این آموزش به تنهایی اثربخشی لازم را نشان نداد.