دوره و شماره: دوره 17، شماره 66، تابستان 1405، صفحه 1-310 
مقاله علمی - پژوهشی پژوهش های مشاوره ای مبتنی بر فرهنگ ایرانی اسلامی

الگوی قرآنی سلامت روان با تأکید بر مفاهیم رضا، شکر و امید

صفحه 1-30

https://doi.org/10.22054/qccpc.2026.86198.3464

فردین دارابی میدانی، محمدرسول تکبیری

چکیده سلامت روان به‌عنوان یکی از ارکان کلیدی کیفیت زندگی تحت تأثیر عوامل معنوی و روان‌شناختی قرار دارد. قرآن کریم به‌عنوان منبع اصلی هدایت، مفاهیم مهمی مانند «رضا»، «شکر» و «امید» را معرفی می‌کند که اجزای بنیادین سلامت روان را تشکیل می‌دهند. پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی-تحلیلی، به بررسی عمیق این سه مفهوم در آیات قرآن و تطبیق آن‌ها با نظریه‌های روز روان‌شناسی، به‌ویژه روان‌شناسی مثبت‌نگر و معناگرا می‌پردازد. با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی و کمی، داده‌ها از طریق نظرسنجی‌ها و تحلیل متون جمع‌آوری شده است. نتایج نشان می‌دهد که پذیرش تقدیر الهی (رضا) می‌تواند به بهبود تاب‌آوری و کاهش اضطراب و افسردگی کمک کند. همچنین، قدردانی از نعمت‌ها (شکر) به افزایش احساسات مثبت و کاهش استرس منجر می‌شود و به‌عنوان مداخله مؤثر در بهبود کیفیت زندگی شناخته می‌شود. داشتن نگرش مثبت و امیدوارانه به آینده (امید) نیز به تقویت روحیه و افزایش تاب‌آوری افراد کمک می‌کند. این ارتباط میان مفاهیم دینی و نظریه‌های روان‌شناسی مدرن، چشم‌انداز جدیدی برای مشاوره و درمان‌های روان‌شناختی اسلامی ایجاد می‌کند و می‌تواند به‌عنوان راهکار مؤثری برای ارتقاء سلامت روان در جامعه مدرن مورد استفاده قرار گیرد. در نهایت، این مطالعه تأکید دارد که پیوند میان آموزه‌های دینی و رویکردهای علمی می‌تواند به بهبود کیفیت زندگی و سلامت روان افراد کمک کند.

مقاله علمی - پژوهشی پژوهش های مشاوره ای مبتنی بر فرهنگ ایرانی اسلامی

الگوی فرایندی سوگیری شناختی زوجین؛ سازه‌ای مبتنی بر منابع اسلامی

صفحه 31-63

https://doi.org/10.22054/qccpc.2026.89509.3549

میلاد شماخته، محمدرضا سالاری فر

چکیده سوگیری شناختی زوجین، یعنی شیوه‌های نادرست و جزم‌گرایانه در تفسیر رویدادها، زمانی که در روابط میان زوجین بروز می‌کنند. پژوهش حاضر با هدف استخراج الگوی فرایندی سوگیری شناختی زوجین در منابع اسلامی به میان آمده است.
روش پژوهش حاضر کیفی به شیوۀ نظریۀ داد بنیاد بود. منبع اصلی پژوهش قـرآن کـریم و احادیث اسلامی بود. نمونۀ پژوهش شامل گزارهای دینـی توصـیفی و تبیینـی مـرتبط بـا حـوزۀ معنـایی سوگیری شناختی زوجین بود که به شکل هدفمند انتخاب شد. نمونۀ پژوهش بـه واسـطۀ سـه دسـته ابـزار (کتب، نرم افزارها و وب‌گاه های معتبر) گـردآوری شـد. پس از استخراج داده‌های مرتبط با سوگیری شناختی زوجین از آموزه‌های اسـلامی، در فراینـد تحلیـل داده‌ها از طریق کدگذاری، 760 کد باز، 38مفهوم، 12 مقوله و 4 بُعد، اسـتخراج و در نهایـت ابعـاد چهار گانه در قالب 1 الگو صورت بندی شد.
بر اساس یافته‌های تحقیق، سوگیری شناختی زوجین در روابط زوجین در چهاربعد، موقعیت‌های سوگیری، عوامل زمینه ساز سوگیری، مؤلفه‌های سوگیری (سوگیری در توجه و سوگیری در تفسیر)، پیامدهای سوگیری.
اعتبار نتایج بدست آمده با اتکا پذیری، بررسی و تأیید شد. این یافته‌ها بستر مناسبی برای تدوین پرسش‌نامه و طراحی پروتکل‌های درمانی فراهم کرده است.

مقاله علمی - پژوهشی مشاوره خانواده

طراحی بسته آموزش ترویج و تشکیل خانواده

صفحه 65-90

https://doi.org/10.22054/qccpc.2026.86847.3478

الهه حُسنی هنزایی، محمد حسن لطفی، معصومه دشت آبادی، حسن زارع خورمیزی

چکیده چکیده
تغییرات الگوی ازدواج در ایران طی دهه های اخیر، با فقدان مداخلات علمی، یکسان سازی
مفهومی و فرایندهای آموزشی مرتبط با تشکیل خانواده همراه بوده است. این امر با
چالشهایی نظیر تأخیر در سن ازدواج و عدم آمادگی کافی زوجین برای ورود به زندگی مشترک همراه است.هدف مطالعه طراحی بسته آموزش ترویج و تشکیل خانواده بود. این پژوهش از نوع طرح آمیخته اکتشافی با روش کیفی و کمی بود. جامعه آماری شامل کلیه متخصصان و مشاوران حوزه تشکیل و ترویج خانواده بر اساس اشباع نظری بود (10نفر). ابتدا داده ها با روش بررسی اسناد و متون گرد آوری شد ؛ سپس طبقه بندی و تحلیل مولفه های نهایی بسته آموزشی استخراج و تدوین شد. در مرحله نخست با تحلیل محتوای کیفی منابع نظری و مصاحبه با متخصصان حوزه خانواده، مؤلفه‌های لازم استخراج شد؛ سپس در مرحله کمی جهت بررسی روایی، بسته طراحی شده در اختیار متخصصان قرار داده شدو سنجش روایی محتوایی (CVR و CVI) طبق مدل لاوشه برای ارزیابی ضرورت و تناسب آیتم‌ها اجرا گردید. یافته‌ها نشان داد ضریب CVR در دامنه 60/0 تا 1 و CVI بین 80/0 تا 1 معتبر است که بیانگر روایی محتوایی مطلوب بسته می‌باشد. یافته های کیفی نشان داد تعداد 123 مولفه فرعی، 61 مقوله اصلی بسته آموزش در 8 حیطه دارای روایی هستند. این بسته آموزشی روایی لازم را برای کاربردهای اموزشی و پژوهشی داشته و می‌تواند به‌عنوان الگوی علمی برای مراکز مشاوره خانواده، آموزش قبل از ازدواج و سیاست‌گذاری فرهنگی در حوزه جوانی جمعیت استفاده شود.

مقاله علمی - پژوهشی سلامت روانی

واکاوی فرایند ارزیابی سلامت‌روان داوطلبان حرفه معلمی جهت پذیرش در دانشگاه فرهنگیان و ارائه راهکارهایی برای بهبود آن

صفحه 91-120

https://doi.org/10.22054/qccpc.2025.83799.3401

سید صادق نبوی

چکیده این پژوهش با هدف تحلیل وضعیت موجود مؤلفه‌های موردنظر برای ارزیابی سلامت‌روان داوطلبان حرفه معلمی جهت پذیرش در دانشگاه فرهنگیان و ارایه راهکارهایی برای بهبود آن انجام شد. روش پژوهش مورد استفاده کیفی از نوع پدیدارشناسی بود. مشارکت‌کنندگان این پژوهش شامل کلیه اعضای هیات علمی و مدرسان دانشگاه فرهنگیان در رشته‌های مشاوره و روان‌شناسی بوده که از بین آنها نمونه-ای به تعداد 17 نفر به روش نمونه‌گیری هدفمند( از نوع خبره) انتخاب شدند. از ابزار مصاحبه(نیمه-ساختاریافته) برای جمع‌آوری داده‌های مورد نیاز استفاده شد. برای تحلیل داده‌ها از روش تحلیل مضمون استفاده به عمل آمد. نتایج پژوهش نشان داد که مؤلفه‌های سلامت‌روان داوطلبان حرفه معلمی شامل دو مقوله اصلی و هشت مقوله فرعی است. مقوله شناسایی و ارزیابی مؤلفه‌های سلامت روان، شامل مؤلفه‌های شناسایی و ارزیابی خیلی‌کم سلامت روان، عدم وجود زمان کافی، عدم وجود ابزارهای لازم و عدم ارزیابی دقیق سلامت روان بود. مقوله اقدامات متناسب، مؤلفه‌های استفاده از آزمون‌های روانی معتبر، تخصصی بودن ارزیابی سلامت روان، نیاز به مصاحبه‌های عمیق، ارزیابی صلاحیت روانی در حین و پایان تحصیل را در بر می‌گرفت. با توجه به یافته‌های پژوهش می‌توان گفت که به منظور پذیرش داوطلبانی برخوردار از سلامت روان در دانشگاه فرهنگیان، بایستی از نتایج آزمون‌های روانی معتبر در کنار مصاحبه تخصصی بهره گرفت و به منظور ارتقای سطح سلامت‌روان دانشجومعلمان، برگزاری کارگاه‌های آموزشی در حوزه‌های سلامت روان و مهارت‌های زندگی، اردوهای تفریحی و بازدیدهای علمی، فعال نمودن مراکز مشاوره، تدارک برنامه‌های‌های ورزشی، هنری و فرهنگی مناسب در دانشگاه پیشنهاد می‌گردد.

مقاله علمی - پژوهشی سلامت عمومی کودکان و بزرگسالان

واکاوی شاخص‌های والدگری نوجوانان با هویت شغلی موفق: یک پژوهش آمیخته

صفحه 121-155

https://doi.org/10.22054/qccpc.2025.85863.3455

محسن گل محمدیان، ساحره حسین زاده، محمد سجاد صیدی

چکیده پژوهش حاضربا هدف واکاوی و طراحی الگویی خاص از شاخص‌های فرزندپروری نوجوانان دارای هویت شغلی منسجم طراحی شد.این پژوهش به لحاظ هدف کاربردی و به روش کیفی از نوع پدیدارشناسی است.جامعه آماری پژوهش شامل کلیه والدین دانش‌آموزان دختر با هویت شغلی موفق بود که در سال تحصیلی 1403-1402 در مقطع متوسطه (دوره دوم) شهر کرمانشاه مشغول به تحصیل بودند. نمونه‌گیری در دو مرحله انجام شد. هدف مرحله اول کمی، شناسایی دانش‌آموزان دارای هویت شغلی موفق بود. بدین منظور تعداد 170 نفر از دانش‌آموزان متوسطه دوم شهر کرمانشاه به روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چند مرحله‌ای برای تکمیل پرسشنامه هویت شغلی انتخاب شدند. سپس در مرحله دوم کیفی، به روش نمونه‌گیری هدفمند، شرکت‌کنندگان از بین 29 والد دارای فرزند با هویت شغلی موفق، که یک نمره بالاتر از انحراف استاندارد (4.15) را کسب کرده بودند جهت انجام مصاحبه انتخاب شدند،نمونه گیری تا مرحله اشباع نظری پیش رفت و2 مصاحبه انتهایی جهت اطمینان از اشباع داده ها انجام شد. داده‌ها به شیوه مصاحبه نیمه ساختار یافته گرداوری شد و با روش هفت مرحله ای کلایزی تحلیل شدند. تحلیل تجارب شرکت کنندگان در زمینه واکاوی شاخص های والدگری در نوجوانان دارای هویت شغلی منسجم منجر به شناسایی و استخراج160 کد اولیه، 27 مضمون فرعی و 7 مضمون اصلی شامل: والد آگاه ،پاسخ دهی، کیفیت ارتباط با فرزند، مهارت رفتاری والد، بستر امن خانوادگی، ساختار خانوادگی و کنترل-نظارت شد. نتایج پژوهش حاضر شاخص های والدگری مذکور را به عنوان متغیرهای مهمی در دستیابی نوجوانان به هویت شغلی موفق، خاطرنشان می سازد. نظر قرار گیرد.

مقاله علمی - پژوهشی مشاوره

مطالعه تجارب زیسته دانش آموزان دبیرستانی از منابع و موانع اشتیاق تحصیلی

صفحه 157-187

https://doi.org/10.22054/qccpc.2025.87882.3514

کوثر ده دست، معصومه زیبایی نژاد، مهدیه علیخانلو

چکیده چکیده
اشتیاق تحصیلی به عنوان یکی از مهم‌ترین عوامل پیشرفت تحصیلی، انگیزه و مشارکت فعال دانش‌آموزان در فرایند یادگیری را تعیین می‌کند و در نظام‌های آموزشی، شناخت منابع و موانع آن برای ارتقای کیفیت یادگیری و برنامه‌ریزی آموزشی مؤثر ضروری است. پژوهش حاضر با هدف بررسی تجارب زیسته دانش‌آموزان دبیرستانی از منابع و موانع اشتیاق تحصیلی انجام شد. این مطالعه در چهارچوب رویکرد کیفی و با استفاده از روش پدیدارشناسی توصیفی انجام شد. میدان پژوهش شامل دانش‌آموزان دبیرستانی ساکن تهران در سال 1404 بود که شاخص‌های اشتیاق تحصیلی را دارا بودند. نمونه‌گیری به شیوه هدفمند و تا رسیدن به اشباع ادامه یافت و در نهایت نمونه گیری در مصاحبه دوازدهم متوقف شد. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته عمیق گردآوری و تحلیل داده‌ها بر اساس روش هفت‌مرحله‌ای کلایزی (۱۹۷۸) انجام شد. برای افزایش اعتبار یافته‌ها، از بازبینی مشارکت‌کنندگان و بررسی همکاران استفاده شد. تحلیل داده‌ها نشان داد موانع اشتیاق تحصیلی شامل «فضای یادگیری غیرجهت‌مند، بی‌ارزش‌سازی و ناامیدی، پیوندهای آسیب‌زا، پویایی‌های نگرشی بازدارنده و پویایی‌های عملکردی بازدارنده» و منابع اشتیاق تحصیلی شامل «فضای یادگیری جهت‌مند، ارزشمندسازی و امیدواری، پیوندهای رشددهنده، پویایی‌های نگرشی اشتیاق‌زا و پویایی‌های عملکردی اشتیاق‌زا» است. یافته‌ها حاکی از آن بود که اشتیاق تحصیلی فرایندی چندبعدی و پویا است که تحت تأثیر تعامل میان عوامل محیطی، شناختی و انگیزشی شکل می‌گیرد و مداخلات آموزشی باید با در نظر گرفتن این تعاملات طراحی شوند و برنامه‌ریزی آموزشی در سطوح مختلف باید با تأکید بر تقویت منابع اشتیاق انجام شود.

مقاله علمی - پژوهشی مشاوره

مدل‌یابی معادلات ساختاری رابطة الگوهای پردازش حسی، کارکردهای اجرایی و تاکتیک‌های حل تعارض با نقش میانجی ذهنی‌سازی در زنان متأهل

صفحه 189-214

https://doi.org/10.22054/qccpc.2026.87785.3506

سید محمد حسینی، حسین احمد برآبادی، هادی عباسی، عباس نساییان

چکیده هدف پژوهش حاضر مدل‌یابی معادلات ساختاری رابطة الگوهای پردازش حسی، کارکردهای اجرایی و تاکتیک‌های حل تعارض با نقش میانجی ذهنی‌سازی در زنان متأهل بود. پژوهش از نوع همبستگی و از طریق مدل‌یابی معادلات ساختاری انجام شد. برای این منظور نمونه‌ای به حجم ۴۵۰ نفر به روش نمونه‌گیری در دسترس و داوطلبانه انتخاب و پس از غربال‌گری و اعمال ملاک‌های ورود و خروج، ۴۰۵ نفر در تحلیل نهایی مشارکت کردند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس‌های نیمرخ حسی نوجوان و بزرگ‌سال براون و دان (2001)، فرم کوتاه کارکردهای اجرایی بارکلی (2011)، پرسش‌نامة ذهنی‌سازی فوناگی و همکاران (2016) و مقیاس اصلی تاکتیک‌های حل تعارض اشتراوس و همکاران (2004) بود. یافته‌ها حاکی از آن بود که مدل تاکتیک‌های حل تعارض در فرم پرخاشگر 28 درصد از واریانس ذهنی‌سازی (28/0 R2=)؛ 39 درصد از واریانس حل تعارض ناسازگارانه (39/0 R2=)؛ و 55 درصد از واریانس حل تعارض سازگارانه (55/0 R2=) و در فرم قربانی ۲۶ درصد از واریانس ذهنی‌سازی (26/0 R2=)؛ 32 درصد از واریانس حل تعارض ناسازگارانه (32/0 R2=)؛ و ۵۱ درصد از واریانس حل تعارض سازگارانه (51/0 R2=) را تبیین نمود. این نتایج بر اهمیت درک نقش ذهنی‌سازی در فرآیندهای حل تعارض و ارتباط آن با ویژگی‌های شناختی و حسی تأکید دارد.

مقاله علمی - پژوهشی مشاوره خانواده

کودکان و چالش های تفاهم تربیتی والدین: کاوش تجربه زیسته مشاوران

صفحه 215-240

https://doi.org/10.22054/qccpc.2026.90634.3585

موسی چوپانی، عاطفه افراشته، ابراهیم شیروانی

چکیده اختلاف والدین در شیوه‌های تربیتی یکی از چالش‌های جدی در خانواده‌هاست که پیامدهای آن علاوه بر کودکان، بر فرایند مشاوره و عملکرد حرفه ای مشاوران نیز اثرگذار است. هدف این پژوهش، واکاوی تجربه زیسته مشاوران از کار با کودکانی بود که والدینشان در شیوه های تربیتی یا یکدیگر اختلاف نظر دارند. روش پژوهش حاضر کیفی و مبتنی بر رویکرد پدیدارشناسی تفسیری بود. جمعیت مشارکت کننده، مشاوران فعال در مراکز مشاوره خانواده در سراسر ایران در سال 1404 را در بر می گرفت. با استفاده از روش نمونه‌گیری هدفمند، 15 نفر از مشاوران که تجربه مستقیم کار با خانواده‌های دارای اختلاف والدین در حوزه تربیتی داشتند، انتخاب شدند. اشباع اطلاعات در نفر سیزدهم اتفاق افتاد و 2 نفر آخر نیز اطلاعات جدیدی ارائه نکردند. داده‌ها با مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته گردآوری شدند. تمامی مصاحبه‌ها ضبط و سپس پیاده سازی شدند و در نهایت با روش تحلیل پدیدارشناسی تفسیری اسمیت و همکاران (2009) تحلیل گردیدند. تحلیل داده‌ها سه مضمون اصلی را آشکار ساخت: الف) چالش‌های عملی مشاوران، ب) راهبردهای مقابله‌ای مشاوران، ج) نیازهای آموزشی و سازمانی مشاوران. یافته‌ها نشان دادند که مشاوران در کار درمانی با خانواده‌های دارای اختلاف والدین در حوزه تربیتی، بار روانی و اخلاقی سنگینی را تجربه می‌کنند. همچنین پژوهش حاضر ضرورت طراحی مداخلات بومی، تدوین پروتکل‌های تخصصی و ایجاد حمایت نهادی را برجسته می‌سازد تا مشاوران بتوانند با کارآمدی بیشتری به مدیریت اختلافات تربیتی والدین بپردازند.

مقاله علمی - پژوهشی مشاوره خانواده

تحلیل خرده گفتمان‌های رایج در بین همسران با هدف حفظ تعادل حیاتی: مبتنی بر رویکرد تحلیل گفتمان " فرکلاف"

صفحه 241-271

https://doi.org/10.22054/qccpc.2026.90371.3577

فهیمه فداکار داورانی

چکیده پژوهش حاضر به منظور بررسی و تحلیل خرده گفتمان‌های رایج در بین همسران که به منظور حفظ تعادل حیاتی به کار بسته می‌شوند، صورت گرفته روش: روش پژوهش کیفی، و در چهارچوب تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف بود. جامعه مورد پژوهش را مردان متأهل (25تا 45) ساله ساکن شهر تهران (در سال 1403) تشکیل دادند. شیوه نمونه گیری، به صورت هدفمند و با حداکثر تنوع از نظر نوع نگارش نسبت به موضوع پژوهش – تعادل خانواده و سازوکارهای ترجیحی افراد- بود. بر اساس اصل اشباع نظری، تعداد یازده مشارکت کننده انتخاب و در پژوهش شرکت داده شدند. و به منظور افزایش غنای پژوهش و دستیابی به داده‌های مد نظر، از مصاحبه نیمه ساختار یافته استفاده شد و به منظور تجزیه و تحلیل داده‌ها، از روش تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف استفاده شد. نتایج تحلیل گفتمان زوجین در خصوص حفظ تعادل حیاتی نشان می‌دهد که در حالت کلی می‌توان گفتمان‌های موجود را در دو گروه گفتمان‌های تعادل بخش (با خرده گفتمان‌های مدارا، سازش، مراجعه به متخصص و افراد ذی صلاح، مذاکره منطقی، بازنگری در موقعیت‌های تعادلی، جبران) و گفتمان‌های انحرافی (با خرده گفتمان‌های تهدید به طلاق، تظاهر به خیانت، کناره گیری فیزیکی، کناره گیری عاطفی، برخورد فیزیکی، کنترل گری مفرط، عمل وارونه، دادن وعده‌های خلاف واقع و مثلث سازی)، طبقه بندی کرد. همچنین سه گفتمان هژمون سنت گرایی، تجددگرایی، و اصول گرایی دینی به عنوان گفتمان‌های غالب بر فضای جامعه مورد تحلیل قرار گرفت و در نهایت گفتمان اصول گرایی دینی به عنوان مفیدترین و کاربردی‌ترین گفتمان در حوزه روابط زوجی شناسایی شد.

مقاله علمی - پژوهشی سلامت روانی

رابطه سن زنان با سازگاری زناشویی در پنج سال اول زندگی؛ نقش میانجی استحکام روان‌شناختی و جهت‌گیری مذهبی

صفحه 273-298

https://doi.org/10.22054/qccpc.2026.89635.3556

ابراهیم نامنی، زهرا حدادنیا

چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی استحکام روان‌شناختی و جهت‌گیری مذهبی در رابطه سن زنان با سازگاری زناشویی در پنج سال اول زندگی انجام شد. روش پژوهش حاضر توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش، شامل کلیه دانشجویان زن متأهل دانشگاه آزاد مشهد در اردیبهشت 1403 که کمتر از 5 سال از زندگی مشترک آنان گذشته باشد، بود که 214 نفر به عنوان نمونه‌ی پژوهش به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها، پرسشنامه فردی-دموگرافیک، استحکام روان‌شناختی کلاف و همکاران (2002)، مقیاس سازگاری زناشویی اسپانیر (1976) و جهت‌گیری مذهبی آلپورت و راس (1950) بود. تحلیل یافته‌ها با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر انجام پذیرفت و در کلیه تجزیه و تحلیل‌های آماری این پژوهش از نرم‌افزارAmos22 و SPSS22 استفاده گردید. نتایج نشان داد که سن به صورت مستقیم با سازگاری زناشویی و به صورت غیر‌مستقیم یعنی از طریق جهت‌گیری مذهبی با سازگاری زناشویی رابطه دارد (05/0› p-value)؛ باید اضافه نمود، سن به صورت غیر‌مستقیم یعنی از طریق استحکام روان‌شناختی با سازگاری زناشویی رابطه نداشت (05/0< p-value). با استفاده از نتایج حاصل می‌توان نتیجه گرفت که رابطه سن زنان با سازگاری زناشویی در زنان یک رابطه خطی ساده نیست و جهت‌گیری مذهبی می‌تواند نقش میانجی‌گرانه ایفا کند.