دوره و شماره: دوره 17، شماره 65، بهار 1405، صفحه 1-300 
مقاله علمی - پژوهشی مشاوره

بررسی چالش‌ها و تسهیل‌گرهای رشد هویت حرفه ای مشاوران تازه کار

صفحه 1-32

https://doi.org/10.22054/qccpc.2025.81613.3355

زینب شریعتی، آتوسا کلانتر هرمزی، آسیه شریعتمدار، ابراهیم نعیمی

چکیده هدف از این پژوهش بررسی چالش‌ها و تسهیلگرهای رشد هویت حرفه‌ای مشاوران تازه‌کار بود و به این منظور از روش کیفی از نوع تحلیل مضمون استفاده شد. گردآوری داده‌ها با مصاحبه‌های نیمه ساختاریافته انجام شده توسط پژوهشگر به دست آمد. نمونه‌گیری به صورت هدفمند ملاکی و با استفاده از روش نمونه‌گیری گلوله برفی بوده و شرکت‌کنندگان واجد ملاک‌های ورود به پژوهش بودند. نتایج تحقیق در قالب 72 مضمون فرعی و 14 مضمون اصلی مشخص شد که نومشاوران با چالش‌هایی از قبیل چالش‌های مؤسسات مرتبط با حرفه، چالش‌های عملکردی ناشی از ناپختگی شغلی، چالش‌های روانشناختی در شروع کار و چالش وابسته کردن خودارزیابی به تأیید دیگران روبه‌رو بودند و در این گذار عواملی چون رهنمود اساتید، تسهیلگرهای دانشگاهی، بایسته‌های کنش‌یار آغازین، تعامل با همتایان حرفه‌ای، مولفه‌های فردی رشددهنده، مؤلفه‌های اکتسابی رشددهنده در حرفه‌ای شدن، بهبود فزاینده دانش و مهارت، تجربه‌گری شغلی، لزوم پایستگی تخصصی برای حرفه‌ای بودن و کاربست حرفه مشاوره در زندگی برای رشد هویت حرفه‌ای این نومشاوران کمک کننده بود.

مقاله علمی - پژوهشی روان درمانی

نقش رواندرمانی با رویکرد قرآنی بر بهبود افسردگی: یک مطالعه موردی

صفحه 33-61

https://doi.org/10.22054/qccpc.2025.87306.3502

رضا فرضی، فاطمه فیاض، مائده سادات ثابت‌قلم فرد

چکیده اختلال افسردگی اساسی، یکی از چالش‌های مهم در حیطه سلامت روان محسوب می‌شود.. هدف پژوهش حاضر بررسی کیفی نقش رواندرمانی مبتنی بر قرآن کریم بر روند بهبودی افسردگی در یک نمونه افسرده بود. روش پژوهش، کیفی از نوع «مطالعه موردی» و بر اساس طرح خط پایه -مداخله-پیگیری بود. مورد انتخاب‌شده خانم 60 ساله‌ی متأهل ساکن تهران، دارای تحصیلات لیسانس و خانه‌دار بود که به روش نمونه‌گیری هدفمند از جامعه آماری زنان دارای تشخیص اختلال افسردگی اساسی ساکن شهر تهران در سال 1402، در دامنه‌ی سنی 19-60 سال انتخاب شد و طی 10 جلسه، تحت فرایند درمان افسردگی با رویکرد قرآنی قرار گرفت. ابزارهای پژوهش شامل مصاحبه بالینی ساختاریافته تشخیصی (SCID)، پرسشنامه افسردگی بک (BDI-II) و مقیاس افسردگی مبتنی بر قرآن بود؛ نمرات فرد در مقیاس‌های مذکور در سه مرحله پیش‌آزمون، پس‌آزمون و پیگیری یک‌ماهه، مورد بررسی قرار گرفت. یافته‌ها نشان داد نمرات فرد در مقیاس افسردگی بک و مقیاس قرآنی در مرحله پس‌آزمون به نسبت پیش‌آزمون کاهش قابل‌توجهی داشته و پس از پیگیری یک‌ماهه نیز اثرات درمان حفظ شده بود. در مجموع نتایج حاکی از آن بود که روان‌درمانی مبتنی بر رویکرد قرآنی در کاهش علائم ناشی از اختلال افسردگی و بهبود این اختلال مؤثر بوده است.

مقاله علمی - پژوهشی مشاوره خانواده

واکاوی مؤلفه‌های پنهان در فروپاشی ازدواج

صفحه 63-87

https://doi.org/10.22054/qccpc.2025.83192.3390

معصومه باقری، مرضیه شهریاری، محمود کرمشاهی

چکیده هدف از پژوهش حاضر، واکاوی «بی‌ثباتی زناشویی »زوجین در شهر ایلام است. روش پژوهش، مبتنی بر روش کیفی با رویکرد گرندد تئوری « نظریه زمینه‌ای» است. در این مطالعه،24 نفر از مشارکت-کنندگان مذکور با روش نمونه‌گیری نظری و هدفمند انتخاب شدند. داده‌های مورد نظر براساس مصاحبه عمیق، جمع‌آوری و تجزیه و تحلیل شدند. نتایج پژوهش نشان می‌دهد، «شاخص‌های بی ثباتی» در ابعاد شناختی، رفتاری، عاطفی و زمانی (طول مدت زناشویی) متأثر از «موجبات علی» ازجمله؛ شناخت سطحی،کجروی اخلاقی و رفتاری، رویکرد قهری زوجین، ضعف مهارت‌های حل مسئله وناهمسانی همسران بوده است. در ابعاد« زمینه‌ای و بسترها»، یافته‌ها نشان می‌دهد، بی‌ثباتیِ زناشویی، متأثرازعلل واگرایی ساختاری، شکاف نسلی، نامتوازن بودن دوران گذار، دگرگونی نقش‌ها، ارزش ها و جامعه پذیری ناقصِ زوجین است. در بعد «استراتژی‌ها » بی‌ثباتیِ زناشویی به نقش سکوت و مدارا، احساس حقارت و مقابله، خشونت و انتقام و گرایش به طلاق می توان اشاره کرد. درنتیجه؛ «پیامدهای» این بی‌ثباتی شامل تشدید احساس حقارت و سرخوردگی، دگرگونی و ناکارآمدی ارزش‌های خانواده، بحران هویت و نا امنیِ اخلاقی است. در نهایت «راهکارهایی» ازجمله؛ بسترسازی و تقویت مراکز فرهنگ‌ساز، ارتقاء الگوهای مهارت‌های زناشویی‌و‌تقویت نظارت، درمان مراکزمشاوره برای کاهش ناپایداریِ زناشویی پیشنهاد شده است.

مقاله علمی - پژوهشی پژوهش های مشاوره ای مبتنی بر فرهنگ ایرانی اسلامی

مؤلفه‌های سبک مقابله معنوی مثبت بر اساس دعای هفتم صحیفه سجادیه

صفحه 89-117

https://doi.org/10.22054/qccpc.2025.84465.3470

شهرزاد اسفندیاری، مسعود جان بزرگی

چکیده استرس بخش غیرقابل‌اجتنابی از زندگی انسان است و نحوه صحیح مقابله با آن، می‌تواند به سلامت جسمی و روانی فرد منجر شود. دعای هفتم صحیفه سجادیه، یکی از منابع ارزشمندی است که راهکارهایی دقیق برای تسکین زخم‌های ناشی از حوادث سخت در آن ترسیم شده است؛ لذا این پژوهش با استفاده از ترکیب روش تحلیل شبکه مضامین و روش توصیفی زمینه‌یابی، به استخراج مؤلفه‌های مقابله معنوی مثبت با تمرکز بر دعای هفتم صحیفه سجادیه می‌پردازد. یافته‌ها نشان می‌دهد مقابله معنوی مثبت، شامل پنج مضمون فراگیرِ بینش و اقرار در پیشگاه پروردگار، بازسازی شناختی- معنوی، اتصال معنوی، کشف و درک معنا و بازگشت هدفمند به زندگی است. این پنج مضمون پایه، لایه‌های روان‌شناختی مشکل ادراک شده را از بینش تا عمل در بر می‌گیرد. بینش نسبت به عدم پاسخگویی نظام مقابله‌ای اولیه و نقص در عملکرد و اقرار به آن، گشودگی شناختی در مرحله بازسازی شناختی - معنوی و هشیاری نسبت به خود حقیقی، خدای واقعی،هستی و پنداره زدایی از مبدأ، اتصال معنوی سبب بازسازی نظام پردازشگر و توسعه وجودی، کشف و درک معنا موجب برقراری ارتباط عمیق با معنای درست ضربه و تنظیم هیجانی و در نهایت بازگشت هدفمند به زندگی سبب بازسازی عمل فرد شده و بدین وسیله، در گذر از این مراحل، دعا مخاطب خود را در مقابله با دشواری‌های زندگی یاری می‌رساند.

مقاله علمی - پژوهشی روان شناسی

نگارش تأملی به‌مثابه ابزار پردازش روان‌شناختی و یادگیری انتقادی در مواجهه با بحران‌های بشری: مطالعه موردی جنگ ۱۲روزه ایران و اسراییل

صفحه 119-142

https://doi.org/10.22054/qccpc.2025.87867.3508

صغری ابراهیمی قوام

چکیده این پژوهش با هدف واکاوی نقش نوشتار تأملی در پردازش روان‌شناختی و یادگیری انتقادی دانشجویان ایرانی در مواجهه با بحران بشری جنگ ۱۲روزه ایران و اسرائیل انجام شده است. با بهره‌گیری از رویکرد پدیدارشناسی تفسیری (IPA)، تجربه‌ی زیسته‌ی ۱۴ دانشجوی مقاطع مختلف علوم انسانی و روان‌شناسی از طریق نوشتارهای تأملی تحلیل گردید. تحلیل داده‌ها منجر به شناسایی هشت مضمون اصلی شد که ابعاد هیجانی، شناختی، اجتماعی، معنایی و عملکردی مواجهه با جنگ را بازتاب می‌دهند. یافته‌ها نشان داد که نوشتار تأملی نقشی مؤثر در تخلیه هیجانی، معنا‌بخشی به تجربه، نظم‌دهی ذهنی و بازسازی هویت پس از بحران ایفا کرده است. هم‌چنین، ابعاد مختلف یادگیری انتقادی از جمله خودآگاهی وجودی، تحلیل اجتماعی، مسئولیت‌پذیری جمعی و بلوغ هیجانی در نوشتارها قابل‌ردیابی بود. تفاوت‌های فردی و فرهنگی مشارکت‌کنندگان، به‌ویژه در زمینه تحصیلات، جنسیت، تجربه زیسته و باورهای دینی، بر نوع واکنش و سطح تحلیل تأثیرگذار بوده‌اند. این مطالعه تأکید می‌کند که نوشتار تأملی می‌تواند ابزاری مؤثر برای مواجهه با بحران‌های انسانی، تقویت سلامت روانی و ارتقاء بینش انتقادی در محیط‌های آموزشی باشد.

مقاله علمی - پژوهشی مشاوره خانواده

نقش میانجی ناگویی خلقی در ارتباط بین مثلث‌سازی و پریشانی روانشناختی زنان و مردان در آستانه طلاق

صفحه 143-162

https://doi.org/10.22054/qccpc.2025.76769.3228

سجاد صداقتی راد، یاسر رضاپور، زهرا جهانبخشی

چکیده کاهش پریشانی روانشناختی زوجین هم به بهبود روابط آن‌ها و هم به استحکام بنیان خانواده و به طبع آن سلامت جامعه منجر خواهد شد. این پژوهش با هدف بررسی نقش میانجی ناگویی خلقی در ارتباط بین مثلث‌سازی با پریشانی روانشناختی زنان و مردان در آستانه طلاق انجام شد. پژوهش حاضر، از نوع همبستگی بود که جامعه آماری آن کلیه متقاضیان طلاق در نیم سال اول (بهار و تابستان) 1402 شهرستان مشهد بود که برای طی کردن مراحل طلاق به مراکز مشاوره صلاحیت دار مراجعه می‌کردند. از بین جامعه، 300 نفر به صورت نمونه‌گیری دردسترس به صورت داوطلبانه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها در این پژوهش مقیاس مثلث‌سازی یوسفی و بهرامی (1394)، پرسشنامه پریشانی روانشناختی کسلر (2002) و مقیاس ناگویی خلقی تورنتو-20 (1994) بود. برای تحلیل داده‌ها از آزمون‌های همبستگی پیرسون و تحلیل معادلات ساختاری به روش همزمان استفاده گردید. یافته‌های پژوهش نشان داد مثلث‌سازی و پریشانی روانشناختی زنان و مردان در آستانه طلاق با یکدیگر رابطه مثبت دارند. همچنین ناگویی خلقی در ارتباط بین مثلث‌سازی و پریشانی روانشناختی زنان و مردان در آستانه طلاق، نقش میانجی دارد. در نتیجه با افزایش مثلث‌سازی، ناگویی خلقی افزایش و در نهایت منجر به افزایش پریشانی روانشناختی و پیشروی بیشتر به سمت طلاق می‌شود. بنابراین پیشنهاد شد که جهت کاهش پریشانی روانشناختی زوجین در حین طلاق، بر روی کاهش مثلث‌سازی و ناگویی خلقی آن‌ها تمرکز شود.

مقاله علمی - پژوهشی مشاوره خانواده

تدوین بستۀ روانی آموزشی مهارت های زناشویی بر مبنای التقاط نگری و تعیین اثربخشی آن بر بهبود کنترل گری زناشویی و الگوهای ارتباطی زوج های متعارض

صفحه 163-200

https://doi.org/10.22054/qccpc.2025.85784.3452

رحیم رابط، علی رضایی شریف، حسین قمری کیوی

چکیده هدف پژوهش حاضر تدوین و اعتباریابی بستۀ روانی- آموزشی مهارت‌های زناشویی بر مبنای التقاط‌نگری به‌منظور بهبود کنترل‌گری زناشویی و الگوهای ارتباطی همسران متعارض بود. روش تحقیق از نوع آمیخته بود که بخش کیفی به‌روش دلفی و بخش کمی یک مطالعۀ نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون- پس‌آزمون همراه با گروه کنترل و مرحلۀ پیگیری دوماهه بود. جامعۀ پژوهش بخش کیفی کلیۀ متخصصان خبره در زمینۀ مشاورۀ ازدواج و خانواده بود که 30 نفر به‌روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند. در بخش کمی نیز کلیۀ زوج‌های مراجعه‌کننده به مراکز مشاورۀ زنجان بود که 50 زوج که نمرات‌شان در پرسشنامۀ رفتارهای کنترل‌گرایانۀ کوان و آرچر (2003) و پرسشنامۀ الگوهای ارتباطی کریستنسن و سالاوی (1984) بالا بود به‌صورت نمونه‌گیری در دسترس انتخاب و در دو گروه 25 نفرۀ آزمایش و کنترل به‌صورت تصادفی جایگزین شدند. گروه آزمایش طی نه جلسۀ دوساعته تحت آموزش بر اساس پروتکل بستۀ تدوین‌شده قرار گرفت؛ در حالیکه گروه کنترل هیچ آموزشی دریافت نکرد. در بخش کیفی داده‌ها با استفاده از ضریب توافق کندال و در بخش کمی با آزمون کوواریانس تحلیل شدند. روایی محتوایی بسته مطلوب بود و پانل تخصصی در دور چهارم دلفی به توافق نهایی و قوی رسیدند. در بخش کمی نیز یافته‌ها حاکی از آن بود که بستۀ تدوین‌شده توانسته کنترل‌گری زناشویی و الگوهای ارتباطی زوج‌های متعارض گروه آزمایش را در مقایسه با گروه کنترل بهبود بخشد (05/0>p) که این تفاوت در مرحلۀ پیگیری نیز معنی‌دار بود. نتایج حاکی از آن است که بستۀ تدوین‌شده می‌تواند در بهبود کنترل‌گری زناشویی و الگوهای ارتباطی همسران متعارض اثربخش واقع شود.

مقاله علمی - پژوهشی روان درمانی

اثربخشی ‌درمان تک جلسه‌ای (SST) بر خودکارآمدی و اشتیاق تحصیلی دانشجویان

صفحه 201-226

https://doi.org/10.22054/qccpc.2025.72288.3071

نیما فریدنی، زهرا نقش، یاسر مدنی

چکیده هدف پژوهش حاضر شناسایی اثر روان‌درمانی تک جلسه‌ای بر خودکارآمدی و اشتیاق تحصیلی دانشجویان بود. روش پژوهش از نوع نیمه‌آزمایشی با پیش‌آزمون-پس‌آزمون با گروه گواه اجرا گردید. جامعه آماری این پژوهش شامل دانشجویان مقطع کارشناسی دانشکده روانشناسی و علوم‌تربیتی دانشگاه تهران بود که در نیمسال اول سال تحصیلی 1401-1402 مشغول به تحصیل بودند. جهت غربالگری اولیه، دانشجویان با توجه به ملاک‌های ورود، به روش در دسترس انتخاب شدند. سپس 18 نفر آنها به صورت تصادفی ساده انتخاب و در ادامه نیز به صورت تصادفی در دو گروه 9 نفری آزمایش و گواه جایگزین شدند. پیش‌آزمون و پس‌آزمون با استفاده از پرسشنامه اشتیاق تحصیلی و مقیاس خودکارآمدی تحصیلی کالج (CASES) انجام گرفت. جهت تجزیه و تحلیل داده‌ها از جدول، میانگین، انحراف استاندارد، آزمون تحلیل کوواریانس تک‌متغیری و چندمتغیری، آزمون لون و ام‌باکس استفاده شد. همچنین در کلیه‌ی مراحل، تحلیل داده‌های آماری با استفاده از نرم‌افزار 26-SPSS انجام شد. یافته‌های پژوهش نشان داد که درمان تک جلسه‌ای در افزایش خودکارآمدی تحصیلی و ابعاد شناختی و رفتاری اشتیاق تحصیلی موثر بوده است و در بعد عاطفی اشتیاق تحصیلی، تفاوت معناداری میان گروه گواه و آزمایش مشاهده نشد. بنابر نتایج پژوهش، درمان تک جلسه‌ای به عنوان یک رویکرد نو می‌تواند نقش موثری در بهبود متغیرهای مرتبط با تحصیل دانشجویان داشته باشد. پیشنهاد می‌شود در پژوهش‌های آتی اثربخشی درمان تک جلسه‌ای بر متغیرهای دیگری نیز بررسی شود و مراکز مشاوره دانشگاهی، خدمات مشاوره و درمان تک جلسه‌ای را به عنوان یک روش سریع و آسان به لحاظ دسترسی در ارائه خدمات روانشناختی در نظر بگیرند.

مقاله علمی - پژوهشی سلامت روانی

حمایت اجتماعی و سلامت روان: مطالعه‌ای در میان نابینایان و کم‌بینایان شهر کاشان

صفحه 227-253

https://doi.org/10.22054/qccpc.2025.80828.3341

محمد گنجی، نرگس نیکخواه قمصری، امین حیدریان، مسعود غفاری

چکیده سلامت روان نابینایان و کم‌بینایان، به وضعیت عمومی و عاطفی اشاره دارد که فرد را به واسطه آسیب بینایی در معرض افزایش استرس و اضطراب، احساس تنهایی و احساس ناتوانی قرار می‌دهد. در این شرایط، برخورداری از حمایت‌های اجتماعی به عنوان یکی از مهم‌ترین تعیین‌کننده‌های اجتماعی سلامت روان به شمار می‌رود. هدف اصلی پژوهش حاضر مطالعه‌ رابطه بین حمایت اجتماعی و سلامت روان نابینایان و کم‌بینایان شهر کاشان است. روش این پژوهش از نوع پیمایشی و جامعه‌ آماری آن شامل اعضای جامعه نابینایان و کم‌بینایان شهر کاشان (برابر با 652 نفر) است، که از این میان تعداد 211 نفر به عنوان حجم نمونه آماری انتخاب شده‌اند. نتایج آزمون فرضیه‌ها نشان می‌دهد که بین متغیرهای «حمایت خانواده»، «حمایت دوستان»، «حمایت دیگران مهم» و «حمایت اجتماعی (مجموع ابعاد)» با متغیر «سلامت روان» ارتباط مستقیمی در سطح اطمینان 99 درصد وجود دارد. همچنین، نتایج حاصل از تحلیل چندمتغیره رگرسیونی، بیان‌گر تأثیر مستقیم «حمایت دوستان»، «حمایت خانواده» و «حمایت دیگران مهم» بر متغیر سلامت روان بود که به طور کلی توانسته‌اند 34 درصد از واریانس مغیر وابسته را تبیین نمایند. به علاوه، نتایج مدل‌یابی معادله ساختاری واریانس‌محور بیان‌گر آن است که حجم اثر متغیر «حمایت دوستان» در حد متوسط و سایر متغیرها در حد کم است. در مجموع، توان پیش‌بینی‌کنندگی مدل در سطح متوسط ارزیابی شده است. این مقاله با ارائه پیشنهادهایی جهت تقویت حمایت‌های اجتماعی از نابینایان و کم‌بینایان و نیز ارتقاء سطح سلامت روان آن‌ها به پایان می‌رسد.

مقاله علمی - پژوهشی روان درمانی

اثربخشی درمان مبتنی بر مرگ‌اندیشی بر سبک زندگی و اضطرب مرگ در زندانیان

صفحه 255-274

https://doi.org/10.22054/qccpc.2025.84191.3416

علیرضا عطاریانی، بهرامعلی قنبری هاشم آبادی، محمود آزادی

چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی مداخله مبتنی بر مرگ‌اندیشی بر سبک زندگی و اضطراب مرگ در زندانیان صورت گرفت. روش پژوهش شبه‌آزمایشی از نوع پیش ‎آزمون-پس ‎آزمون باگروه کنترل بود. جامعه آماری موردمطالعه دراین پژوهش، مردان زندانی در واحد3 مشاوره زندان مرکزی شهر مشهد (825 نفر) بودند. از میان آن‎ها 24نفر که ملاک‎ های ورود را دارا بودند، به‌صورت دردسترس به‌عنوان نمونه پژوهش انتخاب و به‌صورت تصادفی(12نفر درگروه‌آزمایش و 12نفر درگروه کنترل) گمارده شدند و در پایان مداخله، داده‎های 24 نفر مورد تجزیه‌وتحلیل قرارگرفت. جهت جمع‌آوری داده‌ها از پرسشنامه سبک ‌زندگی لعلی و همکاران (1390) و پرسشنامه اضطراب مرگ تمپلر (1996)، به‌عنوان ابزار پژوهش استفاده گردید. هردو گروه‌آزمایش و کنترل پرسشنامه‌های مذکور را به‌عنوان پیش‌آزمون، تکمیل و سپس گروه‌آزمایش به مدت 16جلسه تحت درمان الگوی مداخله‎ای ارائه شده قرارگرفتند. اما گروه کنترل درطول دوره پژوهش، الگوی مداخله‌ای را دریافت نکرد. سپس هردو گروه پرسشنامه‌های پژوهش را به‌عنوان پس‌آزمون تکمیل و درنهایت، داده‎های پژوهش بااستفاده از تحلیل کوواریانس تک‌متغیره و تحلیل واریانس چندمتغیره مورد تجزیه‌وتحلیل قرارگرفت. نتایج نشان داد، مداخله درمانی مبتنی بر مرگ‌اندیشی موجب بهبود سبک زندگی وهمچنین کاهش میزان سطح اضطراب مرگ زندانیان گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل از مرحلۀ پیش‌آزمون به مرحلۀ پس‌آزمون تا مرحلۀ پیگیری شده است؛ بنابراین، باتوجه ‌به یافته‌های به‌دست‌آمده می‌توان نتیجه گرفت، مرگ‎اندیشی منجر به‌ بهبود سبک زندگی و همچنین کاهش میزان سطح اضطراب مرگ در زندانیان می‌شود.