دوره و شماره: دوره 12، شماره 48، زمستان 1400، صفحه 1-330 
مقاله علمی - پژوهشی

تدوین الگوی مفهومی خودآگاهی مبتنی بر اندیشه‎های شهید مطهری(ره)

صفحه 1-24

https://doi.org/10.22054/qccpc.2021.60185.2677

نرگس جعفری، احمد سلحشوری، ایراندخت فیاض، محمد عسگری

چکیده پژوهش حاضر با هدف تدوین الگوی مفهومیِ خودآگاهی برای دانشآموزان دورهی اول متوسطه مبتنی بر اندیشههای شهید مطهری(ره) انجام شده است. این تحقیق از حیث هدف کاربردی، از لحاظ رویکرد کیفی و از نظر روش پژوهش، از روش تحلیلی و استنباطی استفاده شد. جامعهی پژوهش شامل تعداد 45 اَثر از جمله مقالات و گزارشهای تحقیقاتی دست اول شهید مطهری(ره) و مرتبط با موضوع خودآگاهی و همچنین، شامل 15 نفر از متخصصین در حوزههای فلسفهی تعلیم و تربیت و روانشناسی تربیتی بود. روش نمونهگیری بهصورت هدفمند و روش گردآوری بهصورت کتابخانهای و میدانی و ابزار مورد استفاده در بخش کتابخانهای برگههای فیشبرداری و در بخش میدانی مصاحبه بود. یافتههای پژوهش نشان داد که مبانی خودآگاهی در اندیشههای شهید مطهری(ره) در پنج محور: 1-ذومراتب بودن، 2-خداجوی، 3-اندیشهورزی، 4-آزادی معنوی و انتخابگری و 5-پویایی و بالندگی انسان، قابل تبیین است. همچنین، مؤلفههای خودآگاهی شامل: 1-خودِ فیزیکی و وراثتی، 2-خودِ واقعی، 3-خودِ آرمانی، 4-خودِ اجتماعی، 5-خودِ اخلاقی و معنوی و 6-کرامت و عزت‌نفس میباشد. باتوجه به مبانی و مؤلفههای فوق، الگوی خودآگاهی برای دانشآموزان دورهی اول متوسطه تدوین شده است.

مقاله علمی - پژوهشی

شناسایی دلایل شکل‌گیری تعارض زناشویی در دوران عقد

صفحه 25-54

https://doi.org/10.22054/qccpc.2021.62628.2758

جواد خدادادی سنگده

چکیده دوره عقد ورود به مرحله جدیدی از زندگی است که تأثیر مهمی در زندگی فردی و اجتماعی هر شخصی دارد. براین اساس پژوهش حاضر باهدف شناسایی دلایل شکل‌گیری تعارضات زناشویی در دوره عقد انجام شد. این پژوهش کیفی با استفاده از رویکرد تحلیل مضمونی (تماتیک) انجام شد. جمعیت موردمطالعه پژوهش برابر است با مشارکت­کنندگان پژوهش که زوج­های عقد کرده متعارض مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره شهر تهران در سال 1399 که ملاک­های ورود به پژوهش داشتند را شامل شد. مشارکتکنندگان بر مبنای منطق نمونه­گیری هدفمند و به روش در دسترس از بین مراجعان واجد شرایط انتخاب شدند. فرایند نمونه­گیری تا حصول اشباع نظری ادامه یافت و در نهایت 16 مشارکت‌کننده از طریق مصاحبه موردمطالعه قرار گرفتند. تحلیل مضمونی اطلاعات نشان داد که نٌقصان در ابعاد فردی، تعاملی، خانواده اصلی و انطباق­پذیری فرهنگی چهار دلیل اصلی تعارض در عقد محسوب می‌شود. زوج­های متعارض در دوران عقد به دلیل این نقصان چندوجهی، به­جای حرکت در مسیر الگوی مکملیت زن و شوهری، الگوی آسیب‌زا تعقیب-گریز و یا کنترل منفی را بر رابطه حاکم می‌کنند و در نتیجه دامنه تعارض گسترده می‌شود. براین اساس در فرایند مشاوره با زوج­های متعارض دوره عقد تمرکز بر نقصان شناسایی شده اهمیت بیشتری دارد.

مقاله علمی - پژوهشی

"ما ازدواج کرده ایم، اما زیر یک سقف زندگی نمی کنیم": تجارب زیسته افراد متاهل در دوران عقدبستگی

صفحه 55-100

https://doi.org/10.22054/qccpc.2021.60370.2683

مریم فلاحت پیشه بابلی، فرشته موتابی، محمدعلی مظاهری تهرانی، لیلی پناغی، محمود حیدری

چکیده دوران عقد، از اولین مراحل چرخه زندگی خانواده‌های ایرانی به شمار می‌رود. ازآنجاکه دوران عقدبستگی، دورانی ست که افراد متأهل هستند اما هنوز زندگی مشترک در زیر یک سقف را آغاز نکرده‌اند، توجه به این دوران به‌عنوان اولین مرحله تأهل، امری ضروری به نظر می‌رسد. هدف از پژوهش فوق، شناسایی تجارب زیسته زنان و مردان متأهل ایرانی در طول دوره عقد بود. پژوهش حاضر که در سال 1399 انجام شد، یک پژوهش کیفی بود که 13 شرکت‌کننده (بر اساس اصل اشباع داده‌ها) با روش نمونه‌گیری هدفمند، از میان جمعیت موردمطالعه که شامل افراد عقد کرده ساکن شهر تهران بودند انتخاب‌شده و با آن‌ها مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته انجام شد تا تجارب زیسته آن‌ها شناسایی شود. درنهایت مصاحبه‌ها با روش تحلیل تماتیک مورد تحلیل قرار گرفتند و مضامینی تحت عنوان چالش‌ها و تکالیف تحولی استخراج شدند چالش‌ها، شامل چالش‌های مربوط به خانواده مبدأ و خانواده همسر و همچنین چالش‌های بین همسران بود. تکالیف تحولی نیز طبق گفته‌های مشارکت‌کنندگان به سه دسته تکالیف تحولی مربوط به زوج، تکالیف تحولی مربوط به خانواده‌ها در قبال زوج و تکالیف تحولی فردی تقسیم شد. درنهایت، می‌توان گفت که نتایج مربوط به این پژوهش و پژوهش‌های مشابه می‌تواند در طراحی بسته‌های آموزش پیش از ازدواج بر اساس چالش‌ها و تکالیف تحولی دوران عقد، مورداستفاده قرار گیرد.

مقاله علمی - پژوهشی

تأثیر آموزش باورها وحالت فراشناختی بر فرسودگی تحصیلی دانشجویان

صفحه 101-122

https://doi.org/10.22054/qccpc.2021.61153.2710

گوهر یزدانی، محمدحسین سالاری فر، محسن خورشیدزاده

چکیده فرسودگی تحصیلی یک مشکل جدی و یک واکنش منفی احساسی، جسمی و ذهنی به مطالعه طولانی‌مدت است که منجر به فرسودگی، ناامیدی، عدم انگیزه و کاهش توانایی در مدرسه می‌شود. هدف پژوهش مشخص کردن تأثیر آموزش باورها و حالت فراشناختی بر فرسودگی تحصیلی دانشجویان بود. روش پژوهش، شبه آزمایشی با طرح پیش­آزمون پس‌آزمون با گروه کنترل و یک مرحله پیگیری است. جامعه آماری شامل دانشجویان دانشگاه بیرجنداست. با استفاده از روش نمونه­گیری هدفمند، 40 نفر از دانشجویان به‌عنوان نمونه پژوهش انتخاب و در دو گروه 20 نفری تحت عنوان کنترل و آزمایش جایگزین شدند. برای مداخله آموزشی از بسته آموزش فراشناختی سالاری­فر (1391) و برای ارزیابی فرسودگی تحصیلی از پرسشنامه فرسودگی مسلش و جکسون (1984) استفاده شد. داده­های پژوهش با استفاده از روش کوواریانس تحلیل شد. یافته­ها نشان داد، اثر آموزش باورها و حالت فراشناختی بر کاهش فرسودگی تحصیلی معنادار است. با توجه به نتایج، می­توان گفت آموزش باورها و حالت فراشناختی، فرسودگی تحصیلی دانشجویان را کاهش می­دهد.

مقاله علمی - پژوهشی

بررسی کیفی نقش پیشگیرانه پلیس زن در افزایش احساس امنیت اجتماعی پس از بحران زلزله کرمانشاه

صفحه 123-164

https://doi.org/10.22054/qccpc.2021.58399.2627

سمیه کاظمیان

چکیده نیروی انتظامی پس از وقوع بحران، می‌تواند در ایجاد احساس امنیت برای مردم منطقه بحران‌زده نقش مؤثری ایفا کند. این پژوهش با هدف بررسی نقش پیشگیرانه پلیس در افزایش احساس امنیت اجتماعی پس از بحران زلزله کرمانشاه انجام گرفت. جامعه‌ی پژوهش شامل کلیه کارکنان نیروی انتظامی بود که پس از زلزله کرمانشاه در منطقه حضور یافتند و درصدد برقراری امنیت اجتماعی می‌کوشیدند. از میان جامعه مذکور نمونه‌گیری به‌صورت هدفمند تا حد اشباع (17 کارمند نیروی انتظامی) ادامه یافت. در این پژوهش برای تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از روش پدیدارشناسی استفاده گردید. به‌این‌ترتیب که با کمک مصاحبه ساختارنیافته اطلاعات مرتبط با افراد نمونه جمع‌آوری شدند. نقش بازدارندگی شامل نقش بازرسی و بازجویی، نقش رصد و شناسایی، نقش مقابله‌ای و مواجه ای و عملکرد نظارتی و کنترلی شد. نقش مراقبت پیشگیرانه؛ شامل پیشگیری از بحران‌های آتی، نقش آگاهی بخشی، نقش حفاظتی و نقش انضباط عملکردی در سه زیرمجموعه نقش شامل امنیت بخشی مقتدرانه؛ هدفمندسازی اقدامات؛ اصلاح سیاستمدارانه رفتار؛ نقش تنویر افکار عمومی طبقه‌بندی شد. این بررسی نشان‌دهنده نقش محوری است که زنان پلیس می‌توانند در ایجاد احساس امنیت اجتماعی ایفا کنند. همچنین بیانگر آن است که جامعه با توجه به ملاحظات فرهنگی-اسلامی به حضور پلیس زن در مداخلات انتظامی نیاز دارد.

مقاله علمی - پژوهشی

تدوین و اعتبارسنجی ابزار سنجش سلامت معنوی مبتنی بر متون اسلامی مرتبط

صفحه 165-196

https://doi.org/10.22054/qccpc.2021.59748.2667

اعظم اسکندری، سعید وزیری، محمد حسین فلاح، ابوالقاسم عاصی مذنب

چکیده یکی از مهم‌ترین جنبه‌های سلامت انسان، سلامت معنوی است که بر دیگر ابعاد آن، تأثیر بسزایی دارد. با توجه به لزوم ارائه تعریفی جامع از سلامت معنوی و تعیین مؤلفه‌ها و سنجش آن منطبق با فرهنگ و دین جامعه ایرانی، پژوهش حاضر با هدف تدوین مدل مفهومی و ابزار سنجش سلامت معنوی مبتنی بر متون اسلامی انجام شده است. مطالعه حاضر به روش ترکیبی از نوع اکتشافی (کیفی، کمی) انجام شد. در مرحله کیفی، به روش تحلیل محتوای کیفی با نظام مقوله‌بندی استقرایی، متغیرها و مؤلفه‌های ناشناخته سلامت معنوی کشف‌شده و الگوی مفهومی سلامت معنوی ترسیم شد. جهت استحکام و اعتباربخشی به داده‌ها، از روش ممیّزان بیرونی یا تأیید متخصصان مرتبط، استفاده شد. سپس ابزار سنجش سلامت معنوی در قالب پرسشنامه‌ای با طیف لیکرت در 70 گویه تدوین شد. در مرحله کمی، در فرآیند اعتبارسنجی پرسشنامه، جهت آزمون روایی پرسشنامه از شاخص‌های روایی محتوا و جهت سنجش پایایی آن از روش‌های آزمون-آزمون مجدد و سنجش هماهنگی درونی استفاده شد. در مرحله کیفی، مؤلفه‌های سلامت معنوی در سه مقوله هسته‌ای مبدأشناسی، راهنماشناسی و معادشناسی طبقه‌بندی شدند. مؤلفه مبدأشناسی شامل 6 مفهوم نگرش توحیدی، یقین، اخلاص، انقطاع، توکل و ذکر بود. مؤلفه راهنماشناسی، شامل دو مقوله اصلی ادب تطبیقی با قرآن کریم (الگوی نظری) و ادب تطبیقی با انبیاء و چهارده معصوم (الگوی عملی) بود. مقوله اول شامل دو مفهوم انس با قرآن و عمل به قرآن؛ و مقوله دوم شامل 22 مفهوم تسلیم و رضاء، صبر، عمل به واجبات، ترک محرمات، شکر، قناعت، لذت مادی، لذت معنوی، وفای به عهد، صدق الکلام، اداء امانت، حسن خلق، سخاوت، مروت، خدمت، عفو، عدالت، شجاعت، غیرت، حلم، حیاء و کسب روزی حلال بود. آخرین مؤلفه سلامت معنوی، معادشناسی است که شامل سه مفهوم معادباوری، یاد مرگ و زهد می‌باشد. درنهایت ابزار سنجش سلامت معنوی بر اساس الگوی مفهومی طراحی شد. در مرحله کمی در مجموع 70 گویه از سوی متخصصین، ضروری، مرتبط و ساده و واضح تشخیص داده شدند و روایی محتوا از سوی خبرگان تأیید شد. ضرایب آلفای کرانباخ، نشان‌دهنده هماهنگی درونی در تمامی سازه‌ها و زیر سازه‌های پرسشنامه بود و نتایج حاصل از آزمون- بازآزمون نیز در تمامی مؤلفه‌ها، پایایی پرسشنامه را تأیید نمود .در مطالعه حاضر، بانگاهی جامع به یک انسان کامل با هویت توحیدی ذکرشده در متون اسلامی، مؤلفه‌های سلامت معنوی استخراج، الگوی مفهومی آن طراحی و ابزار سنجش آن تدوین و اعتبارسنجی شده است که درمجموع با مطالعات پیشین در این زمینه همسو است.

مقاله علمی - پژوهشی

تدوین مدل کامیابی شغلی در ارتباط با هوش هیجانی با نقش واسطه ای سرمایه روانشناختی در معلمان زن مقطع ابتدایی

صفحه 197-218

https://doi.org/10.22054/qccpc.2021.58754.2636

حمیرا عبدالمحمدی، سیمین حسینیان، سیده منور یزدی

چکیده هدف ازاین پژوهش، تدوین مدل کامیابی شغلی در ارتباط با هوش­هیجانی با نقش واسطه‌ای سرمایه روان‌شناختی بود. روش این پژوهش توصیفی و از نظر هدف کاربردی است. جامعه موردمطالعه شامل معلمان زن در دوره ابتدایی سازمان آموزش‌وپرورش شهر تهران در سال 1399 بود. حجم نمونه 405 نفر با استفاده از روش نمونه‌گیری خوشه‌ای انتخاب شد. جهت جمع‌آوری داده‌ها از 3 پرسشنامه شامل: پرسشنامه کامیابی درکار (پوراث وهمکاران،2011)، پرسشنامه سرمایه روان‌شناختی (لوتانز،2007) و پرسشنامه هوشهیجانی (شرینگ، 1995) استفاده شد. جهت تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از آمار توصیفی و همبستگی، رگرسیون و تحلیل مسیر استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که هوش­هیجانی و سرمایه روان‌شناختی با کامیابی شغلی رابطه مثبت دارند وهمچنین نتایج حاصل از تحلیل مسیر نشان‌دهنده نقش واسطه‌ای سرمایه روان‌شناختی دررابطه بین هوش­هیجانی با کامیابی شغلی بود. براساس یافته‌های پژوهش می‌توان نتیجه گرفت که هوش­هیجانی می‌تواند کامیابی شغلی را پیش‌بینی کند و در نظرگرفتن هوش­هیجانی می‌تواند نقش مهمی در فرآیند افزایش کامیابی شغلی داشته باشد و مدل فرضی پژوهش با داده­های تجربی برازش مطلوب داشت.

مقاله علمی - پژوهشی

مطالعه مولفه های مهارت تفکر خلاق و تفکر انتقادی در دوره ابتدایی

صفحه 219-258

https://doi.org/10.22054/qccpc.2021.62559.2754

محمد حجتی، حسن صائمی، کاظم شریعت نیا، علی اصغر بیانی

چکیده هدف پژوهش حاضر استخراج مؤلفه‌های مهارت­های تفکر خلاق و انتقادی در دوره ابتدایی نظام آموزشی ایران بود. جهت انجام این پژوهش از رویکرد کیفی و روش تحلیل محتوای کیفی بهره گرفته شده است. نمونه آماری 12 نفر از صاحب­نظران علوم تربیتی و روان­شناسی بودند که با استفاده از نمونه­گیری هدفمند انتخاب شدند. روش گردآوری داده، مصاحبه نیمه­ساختاریافته بود. برای تجزیه‌وتحلیل داده­های کیفی از روش تحلیل محتوای کیفی استقرایی استفاده شد. یافته­های پژوهش شامل 8 مقوله اصلی، 19 زیر مقوله و 88 مفهوم برای 4 مؤلفه اهداف، محتوا، روش‌های یاددهی یادگیری و روش‌های ارزشیابی بود. ابتدا در بخش اهداف آموزش مهارت تفکر خلاق و انتقادی بر اساس نظر صاحب­نظران، دو مقوله اصلی مهارتهای درون­فردی و برون­فردی استخراج شد. در گام بعدی برای محتوای آموزشی، مقوله­های اصلی استخراج شده عبارت بود از: برنامه­ریزی و حل مسئله و آموزش مهارت­های ارتباطی و انتقادی. عنصر بعدی روش‌های یاددهی- یادگیری بود که مقوله­های اصلی، روش‌های یاددهی- یادگیری خلاق و روش‌های یاددهی- یادگیری انتقادی بودند. در بخش نهایی بررسی مؤلفه‌ها به شیوه­های ارزشیابی پرداخته شد که طبق نظر کارشناسان و صاحب‌نظران دو مقوله اصلی شیوه­ی ارزشیابی عملکردی و ارزشیابی تلفیقی استخراج گردید.

مقاله علمی - پژوهشی

مقایسه اثربخشی بسته آموزشی ارتقاء روابط بین فردی زوجین بر اساس رویکرد هیجان مدار و مشاوره زناشویی شناختی رفتاری بر دلبستگی و تعهد زناشویی

صفحه 259-294

https://doi.org/10.22054/qccpc.2021.61783.2731

سمیه بازرگان، محمد آرش رمضانی، حمید آتش پور، رومینا امیری

چکیده هدف این پژوهش مقایسه اثربخشی بسته تدوین‌شده ارتقاء روابط بین­فردی زوجین بر اساس رویکرد هیجان­مدار و مشاوره زناشویی شناختی رفتاری بر دلبستگی و تعهد زناشویی بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش­آزمون، پس­آزمون و پیگیری بود. جامعه آماری شامل زوجین با تعارضات زناشویی مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره شهر تهران بود که 30 زوج به‌ شیوه نمونه‌‌گیری در دسترس انتخاب و به‌صورت تصادفی در سه گروه (هر گروه 10 زوج) قرار داده شدند. یک گروه 12 جلسه بسته آموزشی ارتقاء روابط بین فردی زوجین بر اساس رویکرد هیجان­مدار و یک گروه 12 جلسه مشاوره زناشویی شناختی-رفتاری دریافت کردند؛ اما گروه کنترل، مداخله‌‌‌‌ای دریافت نکرد. ابزار پژوهش شامل مقیاس­های تعارضات زناشویی، تعهد زناشویی و دلبستگی بزرگ‌سالان بود. داده‌‌های پژوهش با روش تحلیل کوواریانس چند متغیری در نرم­افزار 22- SPSS تحلیل شد. نتایج نشان داد که آموزش ارتقاء روابط بین‌فردی زوجین بر اساس رویکرد هیجان­مدار بر تمامی ابعاد دلبستگی و تعهد زناشویی مقایسه با گروه کنترل اثربخشی معنادار و پایداری دارد (05/0p<) و در مقایسه با گروه مشاوره زناشویی شناختی – رفتاری اثربخشی بیشتری بر هر سه بعد دلبستگی و تعهد ساختاری دارد (05/0p<). گروه شناختی–رفتاری در مرحله پس­آزمون فقط بر دو بعد دلبستگی (اجتنابی و اضطرابی) (05/0>p) اثربخشی معنادار داشته است که این اثرات پایدار نماند (05/0<p) ولی اثرات پایدار معناداری بر هر سه بعد تعهد زناشویی نشان داد (05/0>p). نتیجه پژوهش بیانگر این بود که استفاده از بسته ارتقاء روابط بین­فردی زوجین براساس رویکرد هیجان­مدار در مقایسه با مداخله شناختی-رفتاری جهت بهبود دلبستگی و تعهد زناشویی زوجین دچار تعارض زناشویی اولویت دارد.

مقاله علمی - پژوهشی

شناسایی چالشهای زمینه ای در سیستم و ارتباطات خانواده های کارکنان اقماری صنعت نفت

صفحه 295-326

https://doi.org/10.22054/qccpc.2021.61587.2724

محمد باباپور، غنچه راهب، کیانوش عبدی

چکیده شیوه زندگی خاص کارکنان اقماری که دربرگیرنده دوری‌های متناوب آنان از خانواده است، می‌تواند زندگی خانوادگی آنان را به‌طور قابل‌توجهی تحت تأثیر قرار دهد؛ بنابراین هدف از انجام پژوهش حاضر شناسایی چالش‌های زمینه‌ای در زندگی خانوادگی کارکنان اقماری بود. روش این پژوهش کیفی از نوع تحلیل محتوا و بحث گروهی متمرکز است که از طریق نمونه‌گیری هدفمند و داوطلبانه 29 مشارکت‌کننده شامل کارکنان اقماری، همسران، کارشناسان خانواده و مدیران انتخاب و با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته داده‌ها تا اشباع نظری جمع‌آوری شد. سپس داده‌ها به­صورت کلمه به کلمه مورد تجزیه‌وتحلیل قرارگرفته و حاصل آن سه‌طبقه انتزاعی"تعارضات مدیریت خانواده"، "تضعیف کارکردهای خانواده" و"نابسامانی تعاملات خویشاوندی و اجتماعی" بود که این طبقات درمجموع از 10 زیر طبقه تشکیل شده‌اند؛ بنابراین شناخت چالش‌های خانوادگی کارکنان اقماری می‌تواند در ارائه خدمات مشاوره، راهکارهای پیشگیری از بروز مشکلات خانوادگی و مواجهه با مسائل و همچنین ارتقاء کیفیت زندگی خانواده آنان مفید باشد.